تبلیغات
داستان کوتاه و خواندنی - کاش «نرگس» ها اندازه هدیه تهرانی‌ها ارزش داشتند!
 
داستان کوتاه و خواندنی
بزرگترین وبلاگ مرجع داستان
                                                        
درباره وبلاگ

به بهشت نمی روم اگر مادرم آنجا نباشد... ((حسین پناهی))
اولین پست من ایران
Mojtaba.Crow.13
M.C.13
مجتبی زارعی
مرجع داستان
Welcome To Weblog PostMan Iran
مدیر وبلاگ : مجتبی زارعی
نویسندگان
نظرسنجی
آیا به ادامه کار این وبلاگ موافق هستید؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید
 

ابزار وب

داستان

صحبت سر یک میلیون و صد میلیون نیست صحبت سر میلیاردها پول بی زبان است که در جشنواره ها و همایش ها و مراسم صد من یه غاز تلف می شود و خروجی آن فقط شکم های باد کرده و قهقهه های مستانه است اما...

به گزارش مینو نیوز به نقل از مشرق، «نرگس» کامران نجف زاده که در خبر 20:30 پخش شد، اشک خیلی ها را در آورد. موضوع این مستند، عدم پرداخت دیه بچه های سوخته در آتش یک بخاری نفتی در کلاس درس بود، که متأسفانه مثل خیلی چیزهای دیگر به فراموشی سپرده شد و... و شرم بر ما به عنوان رسانه اگر بخواهد یادمان برود درد این ریحانه های بهشتی را.

حدود 5 سال پیش در  روستایی به نام «درودزن» در استان فارس کلاس درسی در آتش یک بخاری نفتی سوخت و 8 نوگل این سرزمین، همان ها که امام ما عاشق آنها بود در آتش سوختند و چهره های چون گلشان چروکیده از کینه آتش شد، 5 سال گذشت چه شبهایی این بچه هایی که بقدر همه بچه های خود ما عزیز هستند از انواع دردها نالیدند درد سوختن درد نگاه هایی با ترحم درد آدمهایی که ادعای همراهی داشتند اما از کنار دردهای آنها بخاطر عشق به قدرت راحت عبور  کردند، درد از آینده ای که در پس این چهره ها دیگر آن شادابی و نشاط را نوید نمی داد هر چند آغوش گرم مادر و پدر تنها مرهم دردهایشان بود اما آنها که باید درمانی برای دردهایشان می بودند چه کردند؟!

داستان

5 سال گذشت و هنوز دیه آنها پرداخت نشده! دادگاه حکم به پرداخت دیه کرده اما نه آموزش و پرورش و نه هیچ مجموعه دیگری خود را موظف به پرداخت دیه نمی داند! تعجب نکنید این قصه پر غصه این روزگار غریب است آدم های اتو کشیده با یقه های بسته و... اما خالی از همتی مردانه، می دانم از فردا مورد هجوم همین آدمهایی اتو کشیده‌ی تكنوكرات طالب قدرت كه اصلا این چیزها را نمی‌فهمند، خواهیم بود که عاشقانه بر مسئولیت هایی تکیه زده اند که قرار بود امانتی بر گرده هایشان برای خدمت صادقانه باشد، اما مهم نیست.

ما تازه از یک بخش این سرزمین گفته ایم از آن قسمت تلخش اما قسمت شیرینش در قسمتی دیگر از این سرزمین با میلباردها پول مفت این ملت، ده ها همایش و جشنواره و... با انگیزه فعالیت فرهنگی برگزار می شود که قرار است از دل این فعالیت های فرهنگی آدم بیرون بیاید مثل آن روزهای جنگ که فوج فوج با یک سرود انقلابی و با یک فراخوان انقلابی اما از سر اخلاص و با صداقت بیرون می آمد و از دل آنها شهید فهمیده نمونه ای بود از نسلی که می بایست به دنبال بازی های کودکانه باشد اما تبدیل به رهبرانی شدند که تا تاریخ زنده است نامشان و مرامشان چون ستاره ای درخشان بر تارک این سرزمین می درخشد.

صحبت سر یک میلیون و صد میلیون نیست صحبت سر میلیاردها پول بی زبان است که در جشنواره ها و همایش ها و مراسم صد من یه غاز تلف می شود و خروجی آن فقط شکم های باد کرده و قهقهه های مستانه است اما اگر همین بودجه های فرهنگی همراه با دم مسیحایی و صداقت الهی و مرام انسانی همراه باشد از دلش هزاران فهمیده متولد می شود اما دریغ.

 


اگر فقط بودجه یک جشنواره  که سر به میلیارد می زند خرج همین بچه های بی گناه شده و دیه آنها پرداخت شده بود ارزشش معادل همه روزهای خوشی بود که توی همه جشنواره ها دیده می شد و از درون آن شاهد تولد همه خوبی ها و شرافت ها و انسانیت ها بودیم. یعنی اگر این قسمت خوش نمی خواست برگزار بشود و همتی مردانه در بانیان آن بود و اراده ای برای درمان و یا پرداخت دیه این عزیزترین موجودات این سرزمین، امروز شاهد قسمت تلخ این سرزمین کمتر بودیم.

داستان


گفتیم و نوشتیم خروجی این همایش ها و مراسم مختلف بی خاصیت ارزش یک ریال هم ندارد چرا که نیت اجرای آن رسیدن به باریتعالی و کسب رضایت او نیست که اگر بود از میان این همه خرج و برج هزاران فهمیده و دستواره و رضا چراغی متولد می شد اما از دل این جشنواره ها تولد انسانی دیده نمی شود که ای کاش به جای این همه ریخت و پاش درصدی از آن برای درمان و پرداخت این بهترین و معصوم ترین انسان های این سرزمین هزینه می شد آن وقت می دیدیم از ریال به ریال این هزینه ها فوج فوج صداقت و مهربانی و انسانیت متولد می شد.

آقای مسئول! آقای ایكس آقای ایگرگ!

با چه زبانی بگوییم برای ما رسیدگی به حال و روز این فرشتگان خدا مهم‌تر از برگزاری هزاران جشنواره و همایش و سمینار صد من یك غاز اما رنگارنگ شما ارزش دارد.

این انقلاب متعلق به پابرهنگان و مستضعفان است نه این كاخ ‌نشینان بالاشهری با پز و افاده!

اگر فرزند یكی از شما مدعیان اینگونه در آتش می‌سوخت باز هم اینطور بی‌خیال می‌نشستید؟!

با اطمینان می‌گوییم یقینا دل امام و آقا از این ماجرا خون است. چند بار امام سفارش این قشر را به شما كرد؟ چند بار آقا بر سر شما فریاد بر آورد كه مبادا از مشكلات مردم غافل شوید!

داستان


یقینا خداوند به حساب كوتاهی شما درباره‌ی این ماجرا و ماجراهایی از این دست خواهد رسید. پس برای آباد شدن عاقبت‌تان هم كه شده هر چه سریع‌تر این موضوع را جمع و جور كنید.

این روزها و شبهای بی قراری این کودکان معصوم هم می گذرد و روسیاهی خدمت نکردن به این مظلومین برای کسانی می ماند که بار امانت مسئولیت این خدمت و پرداخت دیه و درمان آنها بر دوششان بوده است و نکرده اند و روزهایی که شاید مسئولیتی بر دوششان نیست و حسرت یک روزش را می خورند که ای کاش بودیم و خدمتی می کردیم برای کوله باری که هنگام سفر به دیار آخرت خالی است.

 

 

دانلود با لینك مستقیم / حجم: 10.54 مگابایت





نوع مطلب : سیاسی، خواندنی، داستان غم انگیز، 
برچسب ها : داستان، داستان کوتاه، صحبت سر یک میلیون و صد میلیون نیست صحبت سر میلیاردها پول بی زبان است که در جشنواره ها و همایش ها و مراسم صد من یه غاز تلف می شود و خروجی آن فقط شکم های باد کرده و قهقهه های مستانه است اما... به گزارش مینو نیوز به نقل از مشرق، «نرگس» کامران نجف زاده که در خبر 20:30 پخش شد، اشک خیلی ها را در آورد. موضوع این مستند، عدم پرداخت دیه بچه های سوخته در آتش یک بخاری نفتی در کلاس درس بود، که متأسفانه مثل خیلی چیزهای دیگر به فراموشی سپرده شد و... و شرم بر ما به عنوان رسانه اگر بخواهد یادمان برود درد این ریحانه های بهشتی را.، کاش «نرگس» ها اندازه هدیه تهرانی‌ها ارزش داشتند!،
لینک های مرتبط : اولین پست من ایران، ایرانجوک،




سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت 06 و 53 دقیقه و 32 ثانیه
Hi there, this weekend is good in favor of me, for the
reason that this occasion i am reading this impressive informative
paragraph here at my house.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 ساعت 17 و 03 دقیقه و 19 ثانیه
Do you have a spam issue on this website; I also am a blogger, and I
was curious about your situation; we have created some nice methods and we are looking
to exchange strategies with other folks, be sure to shoot me an e-mail if
interested.
دوشنبه 28 فروردین 1396 ساعت 16 و 56 دقیقه و 19 ثانیه
I do not even know how I stopped up right here, but I assumed this
post was once good. I don't recognise who you're but
definitely you are going to a well-known blogger for those who are not already.

Cheers!
یکشنبه 14 خرداد 1391 ساعت 15 و 28 دقیقه و 32 ثانیه
از چی بگم از اون رفقای کاخ نشین
که هستن تو واردات کالای ساخت چین
تو به من بگو من از چی بگم خب
ما گفتیم و تموم دردا ریشه کن شد
سه شنبه 9 اسفند 1390 ساعت 23 و 27 دقیقه و 04 ثانیه
واقعا تاسف انگیزه
خداااااااااااااااااااااااااااا
دردمون رو به كی بگیم
پنجشنبه 24 شهریور 1390 ساعت 19 و 12 دقیقه و 07 ثانیه
چشم بصیرت میخواد.تا یه چیزی میگی به اقایون بر میخوره نمیدونم چرا فقط ادعا داریم ولی نه جنبه انتقاد داریم و نه فرهنگشو.
موفق باشی
پنجشنبه 24 شهریور 1390 ساعت 19 و 11 دقیقه و 54 ثانیه
چشم بصیرت میخواد.تا یه چیزی میگی به اقایون بر میخوره نمیدونم چرا فقط ادعا داریم ولی نه جنبه انتقاد داریم و نه فرهنگشو.
موفق باشی
مجتبی زارعیانشالله درست میشه
سه شنبه 22 شهریور 1390 ساعت 02 و 32 دقیقه و 35 ثانیه
سلام.اگر شما انسان خوبی هستید، اگر شما به فکر کمک به محرومان هستید،اگر شما دلتان به حال مردم میسوزد، پس معنی تیتری که زدید چیه؟
مگه شما خانم تهرانی رو میشناسید؟ شاید ایشون خیلی بیشتر از خیلی ها به مردم نیازمند کمک کردند. اصلا چه لزومی داره اسم کسی در تیترتان بنویسید که خبر هیچ ارتباطی به او نداره؟ مطمئن باشید اگه مطلبتون خواندنی باشه همه میخونن و لذت میبرن.نوشتن یه تیتر که شاید باعث خوار شدن شخصی بشه به بهانه هایی از قبیل جذب مخاطب یا حتی آوردن مصداق،به نظرم کار پسندیده ا نیست. پیشنهاد میکنم تیترتان را عوض کنید.
مجتبی زارعی220 میلون تومان هزینه کل نمایشگاه بود، که چی؟ برای چی؟ هدف برای چی؟
والا من که هیچ جا نخودم که هدیه تهرانی کمکی به مردم کرده باشه و منکرش هم نمیشم شاید کمک کرده ولی به رسانه ها چیزی نگفته باشه که خدا هم خیرش بده.
صحبت من و یا نشریه ها فقط هدیه تهرانی نیست بلکه تمام کسانی هست که برای یه همایش 500 میلیون هزینه بر میدارن و شاید هم بیشتر.
تیتر زدن مطلب من برای این نبوده که مخاطب جذب کنم من خواننده های خودم رو دارم اگه بخوام تعدادشون رو بیشتر کنم یه کار دیگه میکنم که خیلی تاثیر داره تا اسم بازیگر ها ایرانی رو بیارم.
درضمن این تیتر برای همه منابع اینترنتی هست.
این رو هم بدون دوست عزیز هزینه ای که برای این نمایشگاه داده شد خود دولت تقبل کرد ، پس بهتره قبل از هر گونه نظری یخوده درباره چیزی که میخواییم بنویسیم منبع رو برای اطلاع داشته باشیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر