تبلیغات
داستان کوتاه و خواندنی - محمد جواد تندگویان (تنهاترین سردار سالهای جنگ)
 
داستان کوتاه و خواندنی
بزرگترین وبلاگ مرجع داستان
                                                        
درباره وبلاگ

به بهشت نمی روم اگر مادرم آنجا نباشد... ((حسین پناهی))
اولین پست من ایران
Mojtaba.Crow.13
M.C.13
مجتبی زارعی
مرجع داستان
Welcome To Weblog PostMan Iran
مدیر وبلاگ : مجتبی زارعی
نویسندگان
نظرسنجی
آیا به ادامه کار این وبلاگ موافق هستید؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید
 

ابزار وب

داستان


شهید تندگویان را به حق می توان «تنهاترین سردار سالهای جنگ» نامید چرا که هیچگاه به مانند دیگر اسرا به اردوگاه منتقل نشد و با گذشت بیش از 20 سال از پایان جنگ هنوز نحوه و تاریخ دقیق شهادتش در هاله ای از ابهام قرار دارد.

به گزارش مهر، محمد جواد تندگویان در سال 1329 در تهران دیده به جهان گشود و از دانشگاه نفت آبادان با مدرک مهندسی نفت فارغ التحصیل شد و از همان زمان مبارزه با رژیم پهلوی را آغاز کرد و در سال 1352 یازده ماه توسط ساواک زندانی شد.

شهید تندگویان قبل از انقلاب دانشجوی رتبه اول دانشگاه نفت آبادان بود که در فضای به شدت لامذهب و غربی این دانشکده، انجمن اسلامی دانشکده را تأسیس کرد و با دعوت ازعلامه جعفری، شهید مطهری، دکتر شریعتی و... به آبادان سعی در تغییر نگرش و فضای دانشکده داشت.

وی در آن زمان به دلیل فعالیتهای سیاسی از صنعت نفت اخراج و ممنوع الاستخدام شد و با کمک یکی از دوستانش در کارخانه توشیبای رشت به صورت مخفی مشغول به کار شد.
 
پس از پیروزی انقلاب به دلیل فعالیتهای مثبت، توسط کارگران به عنوان مدیر کارخانه توشیبا انتخاب شد و پس از مدتی به عنوان مدیر مناطق نفت خیز جنوب منصوب شد و توانست با تلاش بی وقفه به بهره برداری، حفاری و مهار چاههای نفت و گاز دست یابد که این دستاورد علاوه بر انعکاس داخلی مورد توجه رسانه های خارجی نیز قرار گرفت.

عزم راسخ و همت بلند او سبب شد تا شهید رجایی او را به عنوان وزیر نفت به مجلس شورای اسلامی پیشنهاد دهد. حدود دو سال از پیروزی انقلاب اسلامی می گذشت که شهید رجایی به نخست وزیری انتخاب شد و در 20 شهریور 1359 کابینه خود را تشکیل داد. وی در اول مهر همان سال، شهید محمدجواد تندگویان را به عنوان وزیر نفت کابینه اش به مجلس شورای اسلامی معرفی کرد و وی با اکثریت آرا به وزارت نفت منصوب شد.
 
وی درمدت وزارت خود طرح های اساسی مطرح کرد که تولید فرآورده های نفتی خارج از محل صدور نفت، تمرکز زدایی صنعت نفت از یک منطقه و پراکنده کردن آن در شهرهای دیگر برای آسیب کمتر در مواقع تهدید از جمله آنهاست که  پالایشگاه و صنایع فعال مربوط به نفت در مشهد، اراک، شیراز و ... را می توان از جمله طرحهای وی خواند.


 
بیش از یکماه از وزارت مهندس محمدجواد تندگویان به عنوان وزیر نفت دولت رجایی نمی گذشت که وی به همراه 5 تن از مقامات بلند پایه این وزارتخانه که برای بررسی وضعیت خطوط انتقال نفت جنوب و پالایشگاه آبادان به این شهر سفر کرده بودند، در جاده اهواز-آبادان در تاریخ 9 آبان 59 به اسارت نیروهای بعث عراق درآمدند.
 
در حالی که فرماندهی کل نیروهای مسلح رژیم بعث عراق در این تاریخ اعلام کرد که " واحدهای کماندویی مقدم ما توانستند روز 13 اکتبر محمد جواد تندگویان وزیر نفت ایران را اسیر کنند و به بغداد منتقل نمایند" اما خبر اسارت شهید تندگویان سه روز بعد یعنی در تاریخ 12/8/59 در روزنامه ها منتشر شد.

دولت بعث عراق پس از گذشت چند روز ادعا کرد که تندگویان به هنگام دستگیری مجروح بوده است، این ادعا در حالی عنوان شد که شبکه های تلویزیونی منطقه و تلویزیون پاریس فیلم تهیه شده بغداد را که در آن تندگویان  کاملا سالم بوده نشان داده بود.
هیئت دولت در تاریخ 17/8/59 با هدف رد ادعای دولت عراق مبنی بر زخمی بودن محمد جواد تندگویان به هنگام اسارت اطلاعیه ای صادر کرد و به استناد قوانین و مقررات بین المللی آزادی فوری وزیر نفت را خواستار شد اما رژیم بعث عراق این افراد را جزء« اسرای جنگی» اعلام کرد.
 
همزمان با تشکیل کنفرانس کشورهای صادر کننده نفت (اوپک)در تاریخ 24/8/59 در جزیره بالی اندونزی صندلی وزیر نفت ایران خالی بود و قاب عکسی از او بر روی آن قرار گرفت و جمهوری اسلامی خواستار آن شد تا مسئله تهاجم عراق به ایران و به اسارت گرفته شدن وزیر نفت ( تندگویان) در دستور کار قرار گیرد اما با تلاش عراق و کشورهای حامی آن بررسی این مسئله با وجود برنامه ریزی قبلی منتفی شد.
 
سرانجام با پذیرش قطعنامه 598 و بازگشت آزادگان، پیکر شهید محمد جواد تندگویان نیز پس از 11 سال تحمل رنج اسارت و شکنجه که منجر به شهادت وی شد به خانواده اش تحویل و در 25 آذر سال 70 در بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد.
 
مستندات مکتوب و شفاهی از خاطرات اسرای ایرانی و حتی کویتی گویای این است که شهید تندگویان تا پیش از سال 70 زنده بوده است. تا سال 61 هشت نامه میان شهید تندگویان و خانواده وی رد و بدل شد اما بعد از آزادی خرمشهر با پیشروی ایران و مغلوبه شدن عراق این ارتباط قطع شد. در آخرین مکاتبه ای که از این شهید در دست است چنین آمده است: " من محمد جواد تندگویان به عنوان وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران و اسیر جنگی عراق تمایل به ادامه مکاتبه با خانواده خود را ندارم ". این جملات خود گویای شرایط سختی است که بر این شهید بزرگوار گذشته است.

 عراق پس از پذیرش قطعنامه و در زمانی که «طارق عزیر» در سال 68 برای امضاء تفاهمنامه به ایران آمد قول داد به همراه این هیئت تندگویان هم بازگردد اما متأسفانه عراق به این تعهد مثل دیگر تعهدات خود عمل نکرد و اوایل سال 70 موضوع شهادت تندگویان را اعلام نمود.
 
از آنجا که خانواده شهید تندگویان در مدت اسارت این شهید بزرگوار تلاشهایی را برای آزادی وی انجام دادند و در مجامع بین المللی مثل صلیب سرخ جهانی، سازمان ملل و... شرکت کرده و اعتراض خود را اعلام کردند اما به دلیل اینکه در جایگاههای حقوق بین المللی اعتراض خانوادگی مبنای حقوقی ندارد و باید دولت در رابطه با تبعه خود شکایت نامه تنظیم و پیگیری کند، تلاش آنها به تنهایی راه به جایی نبرد.
 
شاید اگر دولت وقت ایران پیگیری مناسبی را در کنار تنظیم یک شکایتنامه رسمی به مجامع بین المللی داشت موضوع آزادی شهید تندگویان محقق می شد اما این مسئله نیز به مانند برخی از مسائل جنگ به درستی پیگیری نشد و ملت ایران یکبار دیگر از برکت وجود یکی از فرزندان برجسته خویش محروم ماند هر چند که شهادت نهایت آرزوی شهید تندگویان بود.



نوع مطلب : داستان جبهه و جنگ، خواندنی، 
برچسب ها : داستان، داستان کوتاه، شهید تندگویان را به حق می توان «تنهاترین سردار سالهای جنگ» نامید چرا که هیچگاه به مانند دیگر اسرا به اردوگاه منتقل نشد و با گذشت بیش از 20 سال از پایان جنگ هنوز نحوه و تاریخ دقیق شهادتش در هاله ای از ابهام قرار دارد. به گزارش مهر، محمد جواد تندگویان در سال 1329 در تهران دیده به جهان گشود و از دانشگاه نفت آبادان با مدرک مهندسی نفت فارغ التحصیل شد و از همان زمان مبارزه با رژیم پهلوی را آغاز کرد و در سال 1352 یازده ماه توسط ساواک زندانی شد.، شهید تندگویان قبل از انقلاب دانشجوی رتبه اول دانشگاه نفت آبادان بود که در فضای به شدت لامذهب و غربی این دانشکده، انجمن اسلامی دانشکده را تأسیس کرد و با دعوت ازعلامه جعفری، شهید مطهری، دکتر شریعتی و... به آبادان سعی در تغییر نگرش و فضای دانشکده داشت. وی در آن زمان به دلیل فعالیتهای سیاسی از صنعت نفت اخراج و ممنوع الاستخدام شد و با کمک یکی از دوستانش در کارخانه توشیبای رشت به صورت مخفی مشغول به کار شد. پس از پیروزی انقلاب به دلیل فعالیتهای مثبت، توسط کارگران به عنوان مدیر کارخانه توشیبا انتخاب شد و پس از مدتی به عنوان مدیر مناطق نفت خیز جنوب منصوب شد و توانست با تلاش بی وقفه به بهره برداری، حفاری و مهار چاههای نفت و گاز دست یابد که این دستاورد علاوه بر انعکاس داخلی مورد توجه رسانه های خارجی نیز قرار گرفت.،
لینک های مرتبط : ایرانجوک، Welcome To Weblog PostMan Iran،




پنجشنبه 16 شهریور 1396 ساعت 09 و 44 دقیقه و 55 ثانیه
I could not refrain from commenting. Well written!
سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت 16 و 44 دقیقه و 34 ثانیه
Wonderful post but I was wanting to know if you
could write a litte more on this topic? I'd be very grateful
if you could elaborate a little bit further. Thank you!
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 ساعت 15 و 29 دقیقه و 01 ثانیه
Hi there, I wish for to subscribe for this
weblog to get most recent updates, thus where can i do it please assist.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر