تبلیغات
داستان کوتاه و خواندنی - انتخاب همسر (18+)
 
داستان کوتاه و خواندنی
بزرگترین وبلاگ مرجع داستان
                                                        
درباره وبلاگ

به بهشت نمی روم اگر مادرم آنجا نباشد... ((حسین پناهی))
اولین پست من ایران
Mojtaba.Crow.13
M.C.13
مجتبی زارعی
مرجع داستان
Welcome To Weblog PostMan Iran
مدیر وبلاگ : مجتبی زارعی
نویسندگان
نظرسنجی
آیا به ادامه کار این وبلاگ موافق هستید؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید
 

ابزار وب

چهارشنبه 17 اسفند 1390 :: نویسنده : مجتبی زارعی
داستان های کوتاه و خواندنی

مردی قصد ازدواج داشت.مشکل او انتخاب از بین 3 کاندید زن احتمالی بود.
او به هر زن 5000 دلار پول داد تا ببیند هرکدام با آن چه کار میکنند!

اولی ظاهرش را کاملا تغییر داد به یک آرایشگاه تجملی رفت
آرایش جدید کرد لباسهای جدید و زیبا خرید و به مرد گفت که برای اینکه
در نظر او جذابتر باشد این کارها را کرده است چراکه خیلی دوستش دارد
مرد تحت تاثیر قرار گرفت!

دومی به خرید هدیه برای مرد پرداخت.برایش یک دست چوب گلف خرید
به علاوه ابزار جدید برای کامپیوترش و لباسهای گران قیمت
و هنگامی که هدیه ها را به مرد داد گفت که تمام پولش را برای
او صرف کرده چراکه خیلی دوستش دارد
مرد تحت تاثیر قرار گرفت!

سومی پولش را در سهام سرمایه گذاری کرد و چند برابر پولی که از مرد گرفته بود
عایدش شد.او 5000دلار مرد را پس داد و برای بقیه پول یک حساب مشترک باز کرد
و گفت میخواهد برای زندگی آینده شان پس انداز کند چراکه خیلی دوستش دارد
واضح است که مرد تحت تاثیر قرار گرفت!

او مدت زیادی را به تفکر درباره اینکه هر زن با پولها چه کار کرده پرداخت
و سر انجام با زنی ازدواج کرد که:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

سینه های بزرگتری داشت!

تو روحش با این همه آزمایشش


امیدوارم خوشتون اومده باشه، خودم که خیلی باهاش حال کردم




نوع مطلب : داستان طنز، خواندنی، داستان سرکاری، 
برچسب ها : داستان، داستان کوتاه، مردی قصد ازدواج داشت.مشکل او انتخاب از بین 3 کاندید زن احتمالی بود. او به هر زن 5000 دلار پول داد تا ببیند هرکدام با آن چه کار میکنند! اولی ظاهرش را کاملا تغییر داد به یک آرایشگاه تجملی رفت آرایش جدید کرد لباسهای جدید و زیبا خرید و به مرد گفت که برای اینکه در نظر او جذابتر باشد این کارها را کرده است چراکه خیلی دوستش دارد مرد تحت تاثیر قرار گرفت!، سینه های بزرگتری داشت! تو روحش با این همه آزمایشش امیدوارم خوشتون اومده باشه، خودم که خیلی باهاش حال کردم،
لینک های مرتبط :




شنبه 18 اردیبهشت 1395 ساعت 18 و 34 دقیقه و 20 ثانیه
اهههههههههههههههههه
سه شنبه 3 مرداد 1391 ساعت 10 و 12 دقیقه و 04 ثانیه
زرنگ بوده طرف
شنبه 10 تیر 1391 ساعت 14 و 00 دقیقه و 05 ثانیه
رید م تواون سلیقه اش
چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت 17 و 37 دقیقه و 46 ثانیه
خاک تو سرا کنند
چهارشنبه 31 خرداد 1391 ساعت 17 و 37 دقیقه و 33 ثانیه
خاک تو سرت کنند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر