تبلیغات
داستان کوتاه و خواندنی - نامه عبرت آموز پلیس تازه مسلمان شده زن
 
داستان کوتاه و خواندنی
بزرگترین وبلاگ مرجع داستان
                                                        
درباره وبلاگ

به بهشت نمی روم اگر مادرم آنجا نباشد... ((حسین پناهی))
اولین پست من ایران
Mojtaba.Crow.13
M.C.13
مجتبی زارعی
مرجع داستان
Welcome To Weblog PostMan Iran
مدیر وبلاگ : مجتبی زارعی
نویسندگان
نظرسنجی
آیا به ادامه کار این وبلاگ موافق هستید؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید
 

ابزار وب

داستان های کوتاه و خواندنی

نام من راکوئل است و هفته پیش مسلمان شدم.
از سال 1996 تا سال 2004 در شهر دیترویت یک افسر پلیس بودم و در سال 2002 در یک عملیات تعقیب و گریز مورد اصابت گلوله قرار گرفتم. احساس می کردم که به مرگ نزدیک شده ام و این را می دانستم که بعد از مرگ شروعی دوباره و زندگی جدیدی خواهم داشت؛ اما نمی دانستم که چگونه باید به دنبال خدا باشم.

تا زمانی که با دوستان مسلمانم آشنا شدم و آنها تا حد زیادی به من در این راه کمک کردند.

بعد از آن زندگی من دستخوش تغییرات زیادی شد و دیگر ترسی از مرگ نداشتم و متوجه شدم که تنها چیزی که ما باید از آن بترسیم خداوند است. من واقعاً به مرگ نزدیک بودم و نمی دانم که آیا اگر آن موقع می مردم به جهنم می رفتم یا نه! اکنون به بخشندگی خداوند ایمان دارم؛ اما قبل از اینکه مسلمان شوم اعتقادات مذهبی قوی نداشتم. نه طرفدار مسلمانان بودم و نه بر ضد آنان. یکی از دلایلی که از حرفه خود بیزارم این است که افسران پلیس، مسلمانان را مخصوصاً بعد از حادثه یازدهم سپتامبر بدون هیچ دلیل موجهی مورد ضرب و شتم قرار می دهند،آانان اکثراً بر این باورند که مسلمانان دارای عقاید افراطی هستند؛ اما در هر دین و آیینی افراد خوب و بد وجود دارد و این تصور آنان که فکر می کنند مسلمانان تروریست هستند، واقعا قلب من را به درد می آورد.

دوستان مسلمان بسیار خوبی دارم، که نه تروریست هستند و نه افراط گرا. بعد از واقعه یازدهم سپتامبر، به دین اسلام علاقه مند شدم چون به عنوان یک افسر پلیس در خیابانهای دیترویت شاهد رفتارهای بدی که با مسلمانان می شد بودم.
امروز به مسجد «لاس و گاس» آمده ام تا در جمع آوری کمک برای مسلمانان مستمند شرکت کنم. من مطمئن هستم راهی را که انتخاب کرده ام کاملاً درست است. قبل از اینکه مسلمان شوم اصلاً به مسجد نرفته بودم؛ اما دوستان مسلمان زیادی داشتم و حتی یکی از همکارانم در اداره پلیس دیترویت مسلمان بود که به من در شناخت بهتر دین اسلام خیلی کمک کرد.

دوست دارم که بهتر اسلام را بشناسم و از اینترنت برای یافتن ترجمه آیات و احادیث و یا حتی روش پوشیدن روسری استفاده می کنم. هر تجربه تازه برایم بسیار لذت بخش و شیرین است. وقتی که نماز می خوانم، اگر چه معنای آن را عمیقاً درک نمی کنم؛ اما به من یک حس آرامش و اطمینان خاطر می دهد که خداوند مراقب و محافظ من است.

اسلام را به دلیل این که به زنان دستور داده که پوشیده باشند دوست دارم، چون در اینجا یعنی در لاس و گاس مردان به زنان به طور زننده ای خیره می شوند، و من توسط حجاب احساس امنیت بیشتری می کنم. دلیل دیگر به خاطر این است که من هر روز چیز تازه ای یاد می گیرم، و هر روز احکام اسلامی و قرآن می خوانم و علاقه ام هر روز به دین اسلام نسبت به گذشته بیشتر می شود.



نوع مطلب : داستان عاطفی، داستان های حکمت آموز، داستان انسان های خوب، خواندنی، داستان غم انگیز، داستان عجیب اما واقعی، 
برچسب ها : نام من راکوئل است و هفته پیش مسلمان شدم. از سال 1996 تا سال 2004 در شهر دیترویت یک افسر پلیس بودم و در سال 2002 در یک عملیات تعقیب و گریز مورد اصابت گلوله قرار گرفتم. احساس می کردم که به مرگ نزدیک شده ام و این را می دانستم که بعد از مرگ شروعی دوباره و زندگی جدیدی خواهم داشت؛ اما نمی دانستم که چگونه باید به دنبال خدا باشم. تا زمانی که با دوستان مسلمانم آشنا شدم و آنها تا حد زیادی به من در این راه کمک کردند. بعد از آن زندگی من دستخوش تغییرات زیادی شد و دیگر ترسی از مرگ نداشتم و متوجه شدم که تنها چیزی که ما باید از آن بترسیم خداوند است. من واقعاً به مرگ نزدیک بودم و نمی دانم که آیا اگر آن موقع می مردم به جهنم می رفتم یا نه!، اکنون به بخشندگی خداوند ایمان دارم؛ اما قبل از اینکه مسلمان شوم اعتقادات مذهبی قوی نداشتم. نه طرفدار مسلمانان بودم و نه بر ضد آنان. یکی از دلایلی که از حرفه خود بیزارم این است که افسران پلیس، مسلمانان را مخصوصاً بعد از حادثه یازدهم سپتامبر بدون هیچ دلیل موجهی مورد ضرب و شتم قرار می دهند، آانان اکثراً بر این باورند که مسلمانان دارای عقاید افراطی هستند؛ اما در هر دین و آیینی افراد خوب و بد وجود دارد و این تصور آنان که فکر می کنند مسلمانان تروریست هستند، واقعا قلب من را به درد می آورد. دوستان مسلمان بسیار خوبی دارم، که نه تروریست هستند و نه افراط گرا. بعد از واقعه یازدهم سپتامبر، به دین اسلام علاقه مند شدم چون به عنوان یک افسر پلیس در خیابانهای دیترویت شاهد رفتارهای بدی که با مسلمانان می شد بودم. امروز به مسجد «لاس و گاس» آمده ام تا در جمع آوری کمک برای مسلمانان مستمند شرکت کنم. من مطمئن هستم راهی را که انتخاب کرده ام کاملاً درست است. قبل از اینکه مسلمان شوم اصلاً به مسجد نرفته بودم؛ اما دوستان مسلمان زیادی داشتم و حتی یکی از همکارانم در اداره پلیس دیترویت مسلمان بود که به من در شناخت بهتر دین اسلام خیلی کمک کرد. دوست دارم که بهتر اسلام را بشناسم و از اینترنت برای یافتن ترجمه آیات و احادیث و یا حتی روش پوشیدن روسری استفاده می کنم. هر تجربه تازه برایم بسیار لذت بخش و شیرین است. وقتی که نماز می خوانم، اگر چه معنای آن را عمیقاً درک نمی کنم؛ اما به من یک حس آرامش و اطمینان خاطر می دهد که خداوند مراقب و محافظ من است. اسلام را به دلیل این که به زنان دستور داده که پوشیده باشند دوست دارم، چون در اینجا یعنی در لاس و گاس مردان به زنان به طور زننده ای خیره می شوند، و من توسط حجاب احساس امنیت بیشتری می کنم. دلیل دیگر به خاطر این است که من هر روز چیز تازه ای یاد می گیرم، و هر روز احکام اسلامی و قرآن می خوانم و علاقه ام هر روز به دین اسلام نسبت به گذشته بیشتر می شود.،
لینک های مرتبط :




شنبه 18 شهریور 1396 ساعت 09 و 04 دقیقه و 39 ثانیه
Good post. I learn something new and challenging
on blogs I stumbleupon on a daily basis. It's always exciting to read articles from other authors and use
something from other web sites.
دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت 11 و 08 دقیقه و 17 ثانیه
Greetings! Very helpful advice within this post! It's the
little changes that will make the largest changes.
Thanks for sharing!
جمعه 25 فروردین 1396 ساعت 13 و 15 دقیقه و 24 ثانیه
I have read so many articles or reviews regarding the blogger lovers but this post is genuinely a
good post, keep it up.
یکشنبه 20 فروردین 1396 ساعت 07 و 40 دقیقه و 31 ثانیه
Hey! Do you know if they make any plugins to safeguard against hackers?
I'm kinda paranoid about losing everything I've worked hard on. Any recommendations?
جمعه 23 تیر 1391 ساعت 01 و 30 دقیقه و 18 ثانیه
سلام
خوبید
مرسی از حظورتون
میخواستم بگم اپم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر