تبلیغات
داستان کوتاه و خواندنی - امان از دست ایرانی ها
 
داستان کوتاه و خواندنی
بزرگترین وبلاگ مرجع داستان
                                                        
درباره وبلاگ

به بهشت نمی روم اگر مادرم آنجا نباشد... ((حسین پناهی))
اولین پست من ایران
Mojtaba.Crow.13
M.C.13
مجتبی زارعی
مرجع داستان
Welcome To Weblog PostMan Iran
مدیر وبلاگ : مجتبی زارعی
نویسندگان
نظرسنجی
آیا به ادامه کار این وبلاگ موافق هستید؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید
 

ابزار وب

سه شنبه 30 فروردین 1390 :: نویسنده : مجتبی زارعی

تعمیر و نگهداری از كاخ سفید بصورت یك مناقصه مطرح شد.

یك پیمانكار آمریكایی، یك مكزیكی و یك ایرانی در این مناقصه شركت كردند.

پیمانكار آمریكایی پس از بازدید محل و بررسی هزینه ها مبلغ پیشنهادی خود را ۹۰۰ دلار اعلام كرد.



مسؤل كاخ سفید دلیل قیمت گذاری اش را پرسید و وی در پاسخ گفت:

۴۰۰ دلار بابت تهیه مواد اولیه + ۴۰۰ دلار بابت هزینه های كارگران و… ۱۰۰ دلار استفاده بنده.


..



پیمانكار مكزیكی هم پس از بازدید محل و بررسی هزینه ها مبلغ پیشنهادی خود را ۷۰۰ دلار اعلام كرد.

۳۰۰ دلار بابت تهیه مواد اولیه + ۳۰۰ دلار بابت هزینه های كارگران و… +۱۰۰ دلار استفاده بنده.

..

اما نوبت به پیمانكار ایرانی كه رسید بدون محاسبه و بازدید از محل به سمت مسؤل كاح سفید رفت و در گوشش گفت:

قیمت پیشنهادی من ۲۷۰۰ دلار است!!!

مسؤل كاخ سفید با عصبانیت گفت: تو دیوانه شدی، چرا ۲۷۰۰ دلار؟!

پیمانكار ایرانی در كمال خونسردی در گوشش گفت:

..

آرام باش…

۱۰۰۰ دلار برای تو…… و ۱۰۰۰ برای من ……. و انجام كار هم با پیمانكار مكزیكی.


و پیمانكار ایرانی در مناقصه پیروز شد




نوع مطلب : داستان طنز، طنز سیاسی، داستان ایرانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : ایرانجوک، اولین پست من ایران،




پنجشنبه 16 شهریور 1396 ساعت 12 و 21 دقیقه و 18 ثانیه
It's remarkable for me to have a web page, which is beneficial designed for my knowledge.
thanks admin
یکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت 15 و 53 دقیقه و 36 ثانیه
this image is without a doubt the absolute best!
پنجشنبه 24 فروردین 1396 ساعت 22 و 31 دقیقه و 25 ثانیه
Incredible quest there. What happened after?
Take care!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر