تبلیغات
داستان کوتاه و خواندنی - کوروش،اصالت یک ایرانی
 
داستان کوتاه و خواندنی
بزرگترین وبلاگ مرجع داستان
                                                        
درباره وبلاگ

به بهشت نمی روم اگر مادرم آنجا نباشد... ((حسین پناهی))
اولین پست من ایران
Mojtaba.Crow.13
M.C.13
مجتبی زارعی
مرجع داستان
Welcome To Weblog PostMan Iran
مدیر وبلاگ : مجتبی زارعی
نویسندگان
نظرسنجی
آیا به ادامه کار این وبلاگ موافق هستید؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید
 

ابزار وب

سه شنبه 6 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : مجتبی زارعی
یکی از داستان های جالب تاریخ ایران باستان

تابلویی که می بینید، اثر «وینسنت لوپز» نقاش اسپانیایی قرن ۱۸ روایت کننده ی یکی از داستان های تاریخ ایران باستان است.
در لغت نامه ی دهخدا زیر عنوان «پانته آ» بر اساس روایت «گزنفون» آمده است که هنگامی که مادها پیروزمندانه از جنگ شوش برگشتند، غنائمی با خود آورده بودند که بعضی از آنها را برای پیشکش به کورش بزرگ عرضه می کردند.

در میان غنائم زنی بود بسیار زیبا و به قولی زیباترین زن شوش به نام پانته آ که همسرش به نام « آبراداتاس» برای مأموریتی از جانب شاه خویش رفته بود . چون وصف زیبایی پانته آ را به کورش گفتند ، کورش درست ندانست که زنی شوهردار را از همسرش بازستاند.

و حتی هنگامی که توصیف زیبایی زن از حد گذشت و به کورش پیشنهاد کردند که حداقل فقط یک بار زن را ببیند، از ترس اینکه به او دل ببازد، نپذیرفت. پس او را تا باز آمدن همسرش به یکی از نگاهبان به نام «آراسپ» سپرد . اما اراسپ خود عاشق پانته آ گشت و خواست از او کام بگیرد، بناچار پانته آ از کورش کمک خواست..

کوروش آراسپ را سرزنش کرد و چون آراسپ مرد نجیبی بود و به شدت شرمنده شد و در ازای از طرف کوروش به دنبال آبراداتاس رفت تا او را به سوی ایران فرا بخواند. هنگامی که آبرداتاس به ایران آمد و از موضوع با خبر شد، به پاس جوانمردی کوروش برخود لازم دید که در لشکر او خدمت کند.

می گویند هنگامی که آبراداتاس به سمت میدان جنگ روان بود پانته آ دستان او را گرفت و در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود گفت:

«سوگند به عشقی که میان من و توست، کوروش به واسطه جوانمردی که حق ما کرد اکنون حق دارد که ما را حق شناس ببیند. زمانی که اسیر او و از آن او شدم او نخواست که مرا برده خود بداند ونیز نخواست که مرا با شرایط شرم آوری آزاد کند بلکه مرا برای تو که ندیده بود حفظ کرد. مثل اینکه من زن برادر او باشم.»

آبراداتاس در جنگ مورد اشاره کشته شد و پانته آ بر سر جنازه ی او رفت و شیون آغاز کرد. کوروش به ندیمان پانته آ سفارش کرد تا مراقب باشند که خود را نکشد، اما پانته آ در یک لحظه از غفلت ندیمان استفاده کرد و با خنجری که به همراه داشت، سینه ی خود را درید و در کنار جسد همسر به خاک افتاد و ندیمه نیز از ترس کورش و غفلتی که کرده بود ، خود را کشت.

هنگامی که خبر به گوش کوروش رسید، بر سر جنازه ها آمد. از این روی اگر در تصویر دقت کنید دو جنازه ی زن می بینید و یک مرد و باقی داستان که در تابلو مشخص است. کاش از این داستان های غنی و اصیل ایرانی فیلم هایی ساخته میشد تا فرزندان کوروش منش و خوی اصیل ایرانی را بیاموزند.



نوع مطلب : داستان عجیب اما واقعی، داستان عاطفی، داستان های حکمت آموز، داستان اسطوره، داستان غم انگیز، داستان انسان های خوب، داستان ایرانی، داستان عاشقانه، 
برچسب ها : کوروش، آراسپ، اصالت یک ایرانی، داستان عاشقانه، داستان غم انگیز، داستان حکمت آموز،
لینک های مرتبط : ایرانجوک، اولین پست من ایران،




یکشنبه 20 فروردین 1396 ساعت 10 و 51 دقیقه و 31 ثانیه
I love what you guys are up too. This type of clever work and exposure!
Keep up the amazing works guys I've included you guys to my personal blogroll.
دوشنبه 10 مرداد 1390 ساعت 11 و 31 دقیقه و 56 ثانیه
سلام وب قشنگی دارید اگه خواستید به منم سر بزنید خوشحال میشم
مجتبی زارعیسلام ممنون به خاطره نظرتون،چشم حتما
سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 ساعت 11 و 10 دقیقه و 46 ثانیه
مجتبی عزیز
سلام
من نمایشنامه مینویسم و به شما قول میدهم روزی این داستان زیبا را بصورت نمایشنامه مینویسم و در بروشور آن از شما نیز تشکر خواهم کرد و نسخه ای از آنرا برایتان خواهم فرستاد
مجتبی زارعیسلام.
چقدر خوب منم گاه گداری داستان مینویسم ولی نمایشنامه کار دشواری هست امیدوارم موفق باشید.
ممنون از لطف شما
surana.crow13@rocketmail.com
این ایمیل من هستش خوشحال میشم نمایشنامه رو بخونم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر