تبلیغات
داستان کوتاه و خواندنی - مطالب شهریور 1390
 
داستان کوتاه و خواندنی
بزرگترین وبلاگ مرجع داستان
                                                        
درباره وبلاگ

به بهشت نمی روم اگر مادرم آنجا نباشد... ((حسین پناهی))
اولین پست من ایران
Mojtaba.Crow.13
M.C.13
مجتبی زارعی
مرجع داستان
Welcome To Weblog PostMan Iran
مدیر وبلاگ : مجتبی زارعی
نویسندگان
نظرسنجی
آیا به ادامه کار این وبلاگ موافق هستید؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید
 

ابزار وب

چهارشنبه 30 شهریور 1390 :: نویسنده : مجتبی زارعی
داستان

در انگلستان قرون وسطی و در قرن یازدهم میلادی ,در شهر کاونتری ,لئوفریک ,ارل مرسیا ,دوک کاونتری مالیات سنگینی را برای مردم تعیین کرده بود همسر دوک کاونتری انگلیس زنی از طبقات ممتاز جامعه و در عین حال خیلی محبوب و محترم بود.
وقتی ظلم شوهر و مالیات سنگینی که باعث بدبختی مردم شده بود،را مشاهده کرد .
اصرار زیادی به شوهرش کرد تا مالیات را کم کند  ولی شوهرش که دخالت زن را در امور حکومتی خود بر نمی تافت,از این کار سرباز می زد.


ادامه مطلب


نوع مطلب : خواندنی، داستان تاریخی، داستان افسانه ای، داستان انسان های خوب، داستان های حکمت آموز، داستان عاطفی، 
برچسب ها : داستان، داستان کوتاه، در انگلستان قرون وسطی و در قرن یازدهم میلادی، در شهر کاونتری، لئوفریک، ارل مرسیا، دوک کاونتری مالیات سنگینی را برای مردم تعیین کرده بود همسر دوک کاونتری انگلیس زنی از طبقات ممتاز جامعه و در عین حال خیلی محبوب و محترم بود.، خبرش در شهر می پیچد، در روز موعود گودیوا سوار یک اسب در حالی که همه پوشش بدنش فقط موهای ریخته شده روی سینه اش بود در شهر چرخید، ولی مردم شهر به احترام این زن مهربان آن روز، هیچکدام از خانه بیرون نیامدند و تمام درها و پنجره ها را هم بستند. لیدی گودیوا تمام شهر ی را که در آن پرنده پر نمیزد پیمود و برای دوک کاونتری چاره ای جز برداشتن بار مالیات های گزاف از دوش مردم، باقی نماند. در تاریخ انگلیس و کاونتری بانو گودیوا به عنوان یک زن نجیب و شریف جایگاه بالایی دارد و مجسمه اش در کاونتری ساخته شده است. Godgifu یا Godgyfu به معنی «هدیه‌ای از جانب خدا» یک نام قدیمی انگلیسی است و واژهٔ Godiva لاتین‌شدهٔ آن است.، بانو گودیوا (Lady Godiva)،
لینک های مرتبط : ایرانجوک، اولین پست من ایران،




داستان

بخش پونتیاک شرکت خودروسازی جنرال موتورز شکایتی را از یک مشتری با این مضمون دریافت کرد:

این دومین بار است که برایتان می نویسم برای اینکه بار قبل پاسخی نداده اید، گلایه ای ندارم ؛ چراکه موضوع از نظر من نیز احمقانه است! به هر حال موضوع این است که طبق یک رسم قدیمی ، خانواده ما عادت دارد هر شب پس از شام به عنوان دسر بستنی بخورد. سالهاست که ما پس از شام رای گیری می کنیم و بر اساس اکثریت آراء نوع بستنی ، انتخاب و خریداری می شود. این را هم باید بگویم که من بتازگی یک خودروی پونتیاک جدید خریده ام و با خرید این خودرو، رفت و آمدم به فروشگاه برای تهیه بستنی دچار مشکل شده است!


ادامه مطلب


نوع مطلب : خواندنی، داستان مختلف، داستان عجیب اما واقعی، 
برچسب ها : داستان، داستان کوتاه، بخش پونتیاک شرکت خودروسازی جنرال موتورز شکایتی را از یک مشتری با این مضمون دریافت کرد: این دومین بار است که برایتان می نویسم برای اینکه بار قبل پاسخی نداده اید، گلایه ای ندارم ؛ چراکه موضوع از نظر من نیز احمقانه است! به هر حال موضوع این است که طبق یک رسم قدیمی، خانواده ما عادت دارد هر شب پس از شام به عنوان دسر بستنی بخورد. سالهاست که ما پس از شام رای گیری می کنیم و بر اساس اکثریت آراء نوع بستنی، انتخاب و خریداری می شود. این را هم باید بگویم که من بتازگی یک خودروی پونتیاک جدید خریده ام و با خرید این خودرو، رفت و آمدم به فروشگاه برای تهیه بستنی دچار مشکل شده است!، این مدت زمان مهندس را به تحلیل علمی موضوع راهنمایی کرد و او دریافت پدیده ای به نام قفل بخار(Vapor Lock) باعث بروز این مشکل می شود. روشن شدن خیلی زود خودرو پس از خاموش شدن به دلیل تراکم بخار در موتور و پیستون ها مسأله اصلی شرکت پونتیاک و مشتری بود.، شکایتی عجیب از شرکت خودروسازی جنرال،
لینک های مرتبط : ایرانجوک، اولین پست من ایران،




شنبه 26 شهریور 1390 :: نویسنده : مجتبی زارعی
داستان

مرد خیاطی کوزه ای عسل در دکانش داشت.یک روز می خواست دنبال کاری برود. به شاگردش گفت:
این کوزه پر از زهر است!
مواظب باش آن را دست نزنی!شاگرد که می دانست استادش دروغ می گوید حرفی نزد و ... استادش رفت.
شاگرد هم پیراهن یک مشتری را بر داشت و به دکان نانوایی رفت و آن را به مرد نانوا داد و دو نان داغ و تازه  گرفت و
بعد به دکان برگشت و تمام عسل را با نان خورد و کف دکان دراز کشید.
خیاط ساعتی نگذشته بود که بازگشت و با حیرت از شاگردش پرسید:
چرا خوابیده ای؟
شاگرد ناله کنان پاسخ داد:
تو که رفتی من سرگرم کار بودم،دزدی آمد و یکی از پیراهن ها را دزدید و رفت.وقتی من متوجه شدم،از ترس تو، زهر توی کوزه را خوردم و دراز کشیدم تا بمیرم و از کتک خوردن و تنبیه آسوده شوم!



نوع مطلب : داستان طنز، خواندنی، داستان ایرانی، 
برچسب ها : داستان، داستان کوتاه، مرد خیاطی کوزه ای عسل در دکانش داشت.یک روز می خواست دنبال کاری برود. به شاگردش گفت: این کوزه پر از زهر است! مواظب باش آن را دست نزنی!شاگرد که می دانست استادش دروغ می گوید حرفی نزد و ... استادش رفت. شاگرد هم پیراهن یک مشتری را بر داشت و به دکان نانوایی رفت و آن را به مرد نانوا داد و دو نان داغ و تازه گرفت و بعد به دکان برگشت و تمام عسل را با نان خورد و کف دکان دراز کشید.،
لینک های مرتبط : ایرانجوک، اولین پست من ایران،




داستان

نام اصلی:
متیو پیج دیمون
تاریخ تولد: 8 اکتبر 1970
محل تولد: بوستون ،آمریکا
حرفه: بازیگری ، گویندگی و فیلمنامه‌ نویس
قد: 170 سانتی متر

بیوگرافی مختصر :

"متیو پیج دیمون" یا اسم شناخته شده اش به مردم "مت دیمون" در شهر بوستون ماسوچوست آمریکا به دنیا آمد .
پدرش "دلفر دیمون" جمع کننده مالیات و دلال سهام شرکتها بود و مادرش " نانسی کارلسن پیج " در اوایل دوران کودکی او در دانشگاه لزلی به عنوان پرفسور حضور داشت.برادر بزرگتر مت " کایل" نام دارد که الان مجسمه ساز است.
اتفاق ناراحت کننده ای که برای مت و برادرش رخ داد این بود که والدینشان در سال 1973 از هم جدا شدند.
این ستاره ی 170 سانتی متری، اصلیتی انگلیسی فرانسوی اسکاتلندی دارد.


ادامه مطلب


نوع مطلب : بیوگرافی هنرمندان سینما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : ایرانجوک، اولین پست من ایران،




جمعه 25 شهریور 1390 :: نویسنده : مجتبی زارعی
داستان

ساعت حدود ۱۰ صبح بود. طبق معمول بساطم رو کنار خیابون پهن کرده بودم و با کفشهای جورواجور و پاشنه ها و واکس های رنگارنگ سرگرم بودم.
عابرها اکثرا بدون توجه از کنارم رد می شدند و کمتر کسی توجهی بهم می کرد. گهگاه کسی می ایستاد تا واکسی به کفش بزنه یا تعمیر سریع و کوچیکی انجام بده.
از وقتی شرکت تعدیل نیرو کرده بود و من هم جزو این تعدیلی ها بودم، چاره ای نداشتم جز اینکه برای حفظ آبروم و خرجی زن و بچم یه کاری دست و پا کنم.
سرمایه ای که در کار نبود بعد از کلی این در و اون در زدن یه شغل موقت – واکسی- برای خودم جور کردم تا ببینیم خدا در آینده چی می خواد. سرم پایین بود که احساس کردم یه نفر جلوم واسیتاده:


ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های حکمت آموز، داستان عاطفی، داستان ایرانی، خواندنی، 
برچسب ها : داستان، داستان کوتاه، ساعت حدود ۱۰ صبح بود. طبق معمول بساطم رو کنار خیابون پهن کرده بودم و با کفشهای جورواجور و پاشنه ها و واکس های رنگارنگ سرگرم بودم. عابرها اکثرا بدون توجه از کنارم رد می شدند و کمتر کسی توجهی بهم می کرد. گهگاه کسی می ایستاد تا واکسی به کفش بزنه یا تعمیر سریع و کوچیکی انجام بده. از وقتی شرکت تعدیل نیرو کرده بود و من هم جزو این تعدیلی ها بودم، چاره ای نداشتم جز اینکه برای حفظ آبروم و خرجی زن و بچم یه کاری دست و پا کنم. سرمایه ای که در کار نبود بعد از کلی این در و اون در زدن یه شغل موقت – واکسی- برای خودم جور کردم تا ببینیم خدا در آینده چی می خواد. سرم پایین بود که احساس کردم یه نفر جلوم واسیتاده:،
لینک های مرتبط : ایرانجوک، اولین پست من ایران،




داستان

نام اصلی:
جوزف فرانک کیتون ششم
لقب:  صورت سنگی
تولد: 4 اکتبر 1895
محل تولد: ایالت کانزاس آمریکا
درگذشت: 1 فوریه 1966 در لس آنجلس
قد:
165 سانتی متر

بیوگرافی مختصر:

وقتی 6 ماهه بود از روی پله ها سقوط می کند و هیچ آسیبی نمی بیند که این باعث می شود که اسمش را "باستر" به معنی عجیب گذاشتند.
باستر کیتون یک بازیگر کمدی، فیلمساز، تهیه کننده و نویسنده بود. او یکی از بهترین ها در فیلم های صامت بود. تمام کمپانی های فیلم سازی او را با نام "صورت سنگی" می شناختند.
کیتون توسط مجله آمریکایی Entertainment Weekly به عنوان هفتمین کارگردان بزرگ تاریخ سینما شناخته شد. او به عنوان بیست و یکمین بازیگر مرد تاریخ سینما توسط "مؤسسه فیلم آمریکا" شناخته شده است.
منتقد مشهور آمریکایی "راجر ایبرت" در مورد کیتون نوشته است: «در دوره بین سال های 1920 تا 1929، زمانی که او بدون وقفه در یک سری فیلم که توسط خودش ساخته می شده است بازی می كرد، بی شک او به عنوان بزرگترین بازیگر- کارگردان در تمام تاریخ سینما است.»



ادامه مطلب


نوع مطلب : بیوگرافی هنرمندان سینما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : ایرانجوک، اولین پست من ایران،




پنجشنبه 24 شهریور 1390 :: نویسنده : مجتبی زارعی

1- اعداد و ارقام غیر ضروری رو دوربنداز!
این اعداد شامل سن، قد و وزن میشه
بگذار دکترها راجع به این عددها نگران باشن
خوب واسه همینه که بهشون ویزیت می دی


2- دوستهای شاد و خوش و خرم و سر حالت رو برای خودت نگه دار!
آدمهای بی حس و حال تو رو هم بی حال می کنن
( اگه خودت جزو این دسته ای حواست باشه!)




ادامه مطلب


نوع مطلب : روانشناسی، خودسازی، خواندنی، 
برچسب ها : داستان، 1- اعداد و ارقام غیر ضروری رو دوربنداز! این اعداد شامل سن، قد و وزن میشه بگذار دکترها راجع به این عددها نگران باشن خوب واسه همینه که بهشون ویزیت می دی 2- دوستهای شاد و خوش و خرم و سر حالت رو برای خودت نگه دار! آدمهای بی حس و حال تو رو هم بی حال می کنن ( اگه خودت جزو این دسته ای حواست باشه!)، چطوری جوان بمانیم؟، برو به یک مرکز خرید، برو به یه محله ی دیگه، حتی برو یه کشور دیگه اما هیچ وقت جایی نرو که باعث سرافکندگی و احساس گناهت بشه 10- از هر فرصتی که داری استفاده کن و به همه کسانی که دوستشون داری، عشقت رو نشون بده،
لینک های مرتبط : ایرانجوک، اولین پست من ایران،




شوهری خوب، پدری عالی اما برقکاری بد!



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان طنز، دیدنی ها، 
برچسب ها : داستان، داستان کوتاه، سنگ قبرهایی با نوشته های بسیار بامزه!!،
لینک های مرتبط : ایرانجوک، اولین پست من ایران،




چهارشنبه 23 شهریور 1390 :: نویسنده : مجتبی زارعی
داستان

آیا می دانید تخته نرد چگونه و توسط چه کسی ابداع شد و چه فلسفه زیبا و عبرت آموزی در پس آن نهان است؟ تخته نرد توسط بزرگمهر ابداع شد و اما داستان پیدایشش:


در زمان پادشاهی انوشیروان خسرو پسر قباد، پادشاه هند «دیورسام بزرگ» برای سنجش  خرد و دانایی ایرانیان و اثبات برتری خود شطرنجی را که مهره های آن از زمرد و  یاقوت سرخ بود، به همراه هدایایی نفیس به دربار ایران فرستاد و «تخت ریتوس» دانا را نیز گماردهء انجام این کار ساخت. او در نامه‌ای به پادشاه ایران نوشت:


ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان فلسفی، داستان ایرانی، خواندنی، 
برچسب ها : آیا می دانید تخته نرد چگونه و توسط چه کسی ابداع شد و چه فلسفه زیبا و عبرت آموزی در پس آن نهان است؟ تخته نرد توسط بزرگمهر ابداع شد و اما داستان پیدایشش: در زمان پادشاهی انوشیروان خسرو پسر قباد، پادشاه هند «دیورسام بزرگ» برای سنجش خرد و دانایی ایرانیان و اثبات برتری خود شطرنجی را که مهره های آن از زمرد و یاقوت سرخ بود، به همراه هدایایی نفیس به دربار ایران فرستاد و «تخت ریتوس» دانا را نیز گماردهء انجام این کار ساخت. او در نامه‌ای به پادشاه ایران نوشت:، داستان، داستان کوتاه، فلسفه تخته نرد، «از آنجا که شما شاهنشاه ما هستید، دانایان شما نیز باید از دانایان ما برتر باشند. پس یا روش و شیوهء آنچه را که به نزد شما فرستاده‌ایم (شطرنج) بازگویید و یا پس از این ساو و باج برای ما بفرستید».،
لینک های مرتبط : ایرانجوک، اولین پست من ایران،




چهارشنبه 23 شهریور 1390 :: نویسنده : مجتبی زارعی
داستان

نام: مری لوئیس استریپ
تاریخ تولد: 22 جون 1949
محل تولد: نیوجرسی،آمریکا
حرفه: بازیگر

مری لوئیس استریپ (متولد بیست و دوم جون 1949) با نام شناخته شده ی مریل استریپ بازیگر آمریکایی است که در تئاتر، تلویزیون و سینما فعالیت داشته است. او قطعاً یکی از با استعداد ترین و محترم ترین بازیگران عصر خویش و چه بسا تاریخ سینماست.
استریپ بعد از فارغ التحصیلی از مدرسه ی هنرهای نمایشی در چند نمایش تئاتر حضور یافت.
قبل از اینکه با فیلم The Dead Least Season در سال 1977 در تلویزیون حضور یابد، با نمایشThe Playboy Seville در سال 1971 در تئاتر حضور یافت. او کار سینما را با فیلم جولیا آغاز کرد. نقش او در این فیلم اگر چه کوتاه بود اما نقشی محوری و مهم بود. وی اولین نامزدی اسکار خود را برای فیلم شکارچی گوزن (1978) دریافت کرد و در سال 1979 برای بازی در فیلم کراکر علیه کرامر اولین جایزه ی اسکار خود را برد. او دومین جایزه ی اسکار خود را در سال 1982 برای فیلم انتخاب سوفی دریافت کرد.


ادامه مطلب


نوع مطلب : بیوگرافی هنرمندان سینما، 
برچسب ها : داستان، داستان کوتاه، نام: مری لوئیس استریپ تاریخ تولد: 22 جون 1949 محل تولد: نیوجرسی، آمریکا حرفه: بازیگر مری لوئیس استریپ (متولد بیست و دوم جون 1949) با نام شناخته شده ی مریل استریپ بازیگر آمریکایی است که در تئاتر، تلویزیون و سینما فعالیت داشته است. او قطعاً یکی از با استعداد ترین و محترم ترین بازیگران عصر خویش و چه بسا تاریخ سینماست. استریپ بعد از فارغ التحصیلی از مدرسه ی هنرهای نمایشی در چند نمایش تئاتر حضور یافت. قبل از اینکه با فیلم The Dead Least Season در سال 1977 در تلویزیون حضور یابد، با نمایشThe Playboy Seville در سال 1971 در تئاتر حضور یافت. او کار سینما را با فیلم جولیا آغاز کرد. نقش او در این فیلم اگر چه کوتاه بود اما نقشی محوری و مهم بود. وی اولین نامزدی اسکار خود را برای فیلم شکارچی گوزن (1978) دریافت کرد و در سال 1979 برای بازی در فیلم کراکر علیه کرامر اولین جایزه ی اسکار خود را برد. او دومین جایزه ی اسکار خود را در سال 1982 برای فیلم انتخاب سوفی دریافت کرد.، مری لوئیس استریپ (Mary Louise Streep)،
لینک های مرتبط : ایرانجوک، اولین پست من ایران،






( کل صفحات : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...