تبلیغات
داستان کوتاه و خواندنی - مطالب مهر 1390
 
داستان کوتاه و خواندنی
بزرگترین وبلاگ مرجع داستان
                                                        
درباره وبلاگ

به بهشت نمی روم اگر مادرم آنجا نباشد... ((حسین پناهی))
اولین پست من ایران
Mojtaba.Crow.13
M.C.13
مجتبی زارعی
مرجع داستان
Welcome To Weblog PostMan Iran
مدیر وبلاگ : مجتبی زارعی
نویسندگان
نظرسنجی
آیا به ادامه کار این وبلاگ موافق هستید؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید
 

ابزار وب

شنبه 30 مهر 1390 :: نویسنده : مجتبی زارعی
داستان

*به سلامتی کسی که وقتی بردم گفت :
اون رفیــــــــــــــــــــــــق منه .......
وقتی باختم گفت : من رفیـــــــــــــــــــــــــــقتم ......

*به سلامتی دریاچه اورمیه...
نه بخاطر اینكه مظلومه فقط به خاطر اینكه هیچ وقتی اجازه نداد كسی توش غرق بشه...

*به سلامتی لرزش دست های پیر پدر

*به سلامتی‌ اون بچه‌ای که شیمی‌ درمانی کرده ،همه موهاش ریخته،
و باباش میگه قربونت برم از همه اونا تو خوشتیپ تری ....

ادامه مطلب


نوع مطلب : خواندنی، داستان ایرانی، داستان های حکمت آموز، داستان طنز، 
برچسب ها : داستان، داستان کوتاه، *به سلامتی کسی که وقتی بردم گفت : اون رفیــــــــــــــــــــــــق منه ....... وقتی باختم گفت : من رفیـــــــــــــــــــــــــــقتم ...... *به سلامتی دریاچه اورمیه... نه بخاطر اینكه مظلومه فقط به خاطر اینكه هیچ وقتی اجازه نداد كسی توش غرق بشه... *به سلامتی لرزش دست های پیر پدر *به سلامتی‌ اون بچه‌ای که شیمی‌ درمانی کرده، همه موهاش ریخته، و باباش میگه قربونت برم از همه اونا تو خوشتیپ تری ....، * سلامتی حلقه های زنجیر که زیر برفو بارون میمونن زنگ میزنن ولی باز هم دیگرو ول نمیکنن * گل آفتابگردان را گفتند: چراشبها سرت را پایین می اندازی؟ گفت :ستاره چشمک میزند، نمیخواهم به خورشید خیانت کنم.......... *به سلامتی بچه های دیروز که با ذغال سیبیل می کشیدن شبیه باباهاشون بشن، نه بچه های امروز که ابروهاشون رو بر می دارن شبیه ماماناشون میشن !،
لینک های مرتبط : اولین پست من ایران، ایرانجوک،




شنبه 30 مهر 1390 :: نویسنده : مجتبی زارعی

سبزلجنی؛  نمادی برای نفاق یا پرچمی برای دیکتاتورها!؟+ تصاویر

درست در كوران مبارزات مردم مسلمان لیبی علیه دیكتاتوری قذافی و درگیری شدید بین مردم و دیكتاتور، سایت های وابسته به" فتنه سبز" که به ظاهر مسرور از انقلاب های عربی به کار خود ادامه می دادند و به طرز ناشیانه ای بیداری اسلامی مردم منطقه را تاثیر گرفته از قیام چند دسته منافق به اصطلاح سبز پوش در ایران توصیف می کردند، با قرار گرفتن عکس هایی از حامیان قذافی كه دقیقا" با رنگ سبز! به حمایت دیكتاتور دیوانه آمده بودند، درتلکس های خبری ، شوکه شدند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : خواندنی، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : ایرانجوک، اولین پست من ایران،





تا حالا پیش خودتان تصور کرده اید که اگر روزی زن شما ، در محل کارتان ، رئیس شما بشود،
چه عواقبی خواهد داشت ؟
اگر مایلید تا گوشه ای از عواقب شوم این وضعیت را دریابید ، این مطلب را تا آخر ، به دقت مطالعه کنید !

اگر یکروز ، چند ساعت دیر به محل کارتان برسید ...

واکنش همسر/رئیس شما : این چه موقع اومدن به سر کاره ؟ می دونی ساعت چنده ؟ چرا اینقدر دیر اومدی ؟ چیکار می کردی ؟ کجا بودی ؟ با کی بودی ؟ نکنه یه زن دیگه گرفتی ؟! خائن ! این چوب دستی من کجاست ؟! دیگه حق نداری پاتو نه توی خونه و نه تو اداره بذاری!



ادامه مطلب


نوع مطلب : خواندنی، داستان طنز، 
برچسب ها : داستان، داستان کوتاه، اگه زن شما رئیس تان بشود...، تا حالا پیش خودتان تصور کرده اید که اگر روزی زن شما، در محل کارتان، رئیس شما بشود، چه عواقبی خواهد داشت ؟ اگر مایلید تا گوشه ای از عواقب شوم این وضعیت را دریابید، این مطلب را تا آخر، به دقت مطالعه کنید ! اگر یکروز، چند ساعت دیر به محل کارتان برسید ... واکنش همسر/رئیس شما : این چه موقع اومدن به سر کاره ؟ می دونی ساعت چنده ؟ چرا اینقدر دیر اومدی ؟ چیکار می کردی ؟ کجا بودی ؟ با کی بودی ؟ نکنه یه زن دیگه گرفتی ؟! خائن ! این چوب دستی من کجاست ؟! دیگه حق نداری پاتو نه توی خونه و نه تو اداره بذاری !،
لینک های مرتبط : ایرانجوک، اولین پست من ایران،




 
باشگاه چلسی از سال 1967 تا به امروز هر ساله یکی از بازیکنان تیمش را که بهترین عملکرد را از نظر هواداران و مسئولان داشته را به عنوان بازیکن برتر سال باشگاه انتخاب می کند و هدایایی به رسم یاد بود به او اهدا می کنند، اما این عنوان بیشتر از ارزش مالی دارای ارزشی معنوی است که نشان از رضایت میلیون ها هوادار آبی چلسی از سراسر دنیا می باشد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : ورزشی، 
برچسب ها : برترین بازیکنان سالهای اخیر چلسی: ۱۹۶۷ - پیتر بونتی ۱۹۶۸ - چارلی کوک ۱۹۶۹ - دیوید وب ۱۹۷۰ - جان هولینس ۱۹۷۱ - جان هولینس ۱۹۷۲ - دیوید وب ۱۹۷۳ - پیتر آسگود ۱۹۷۴ - گری لوک ۱۹۷۵ - چارلی کوک ۱۹۷۶ - رای ویلکینز ۱۹۷۷ - رای ویلکینز ۱۹۷۸ - میکی دروی ۱۹۷۹ - تامی لانگلی ۱۹۸۰ - کلایو واکر ۱۹۸۱ - پتار بورتا ۱۹۸۲ - مایک فیلری ۱۹۸۳ - جوی جونز ۱۹۸۴ - پت نوین ۱۹۸۵ - دیوید اسپیدی ۱۹۸۶ - ادی نیدژویسکی ۱۹۸۷ - پت نوین ۱۹۸۸ - تونی دوریگو ۱۹۸۹ - گراهام روبرتس ۱۹۹۰ - کن مونکو ۱۹۹۱ - اندی تاونسند ۱۹۹۲ - پائول الیوت ۱۹۹۳ - فرانک سینکلر ۱۹۹۴ - استیو کلارک ۱۹۹۵ - ارلند جانسن ۱۹۹۶ - رود گولیت ۱۹۹۷ - مارک هیوز ۱۹۹۸ - دنیس ویسه ۱۹۹۹ - جیان‌فرانکو زولا ۲۰۰۰ - دنیس ویسه ۲۰۰۱ - جان تری ۲۰۰۲ - کارلو کودیچینی ۲۰۰۳ - جیان‌فرانکو زولا ۲۰۰۴ - فرانک لمپارد ۲۰۰۵ - فرانک لمپارد ۲۰۰۶ - جان تری ۲۰۰۷ - مایکل اسین ۲۰۰۸ - جو کول ۲۰۰۹ - فرانک لمپارد ۲۰۱۰ - دیدیه دروگبا ۲۰۱۱ – پتر چک، داستان، داستان کوتاه، برترین بازیکنان سالهای اخیر چلسی،
لینک های مرتبط : ایرانجوک، اولین پست من ایران،




 

باشگاه چلسی ، کانون هواداران ایران را به رسمیت شناخته و ما را نماینده رسمی خود در ایران اعلام کرده است.
به گزارش کانون رسمی هواداران چلسی در ایران ، پس از مذاکرات میان باشگاه چلسی و کانون هواداران چلسی در ایران توافقات لازمه برای رسمیت شناختن کانون هواداران چلسی به عنوان نماینده رسمی هواداران چلسی در ایران کسب شده است و مسئولان باشگاه چلسی در گام اول در صفحه رسمی فیس بوک خود که بیش از هفت میلیون کاربر دارد صفحه کانون ما را در لیست صفحات رسمی خود اعلام کرده است و بزودی لوگوی اختصاصی کانون هواداران چلسی در ایران رو نمایی خواهد شد.


ادامه مطلب


نوع مطلب : ورزشی، 
برچسب ها : داستان، داستان کوتاه، باشگاه چلسی، کانون هواداران ایران را به رسمیت شناخته و ما را نماینده رسمی خود در ایران اعلام کرده است. به گزارش کانون رسمی هواداران چلسی در ایران، پس از مذاکرات میان باشگاه چلسی و کانون هواداران چلسی در ایران توافقات لازمه برای رسمیت شناختن کانون هواداران چلسی به عنوان نماینده رسمی هواداران چلسی در ایران کسب شده است و مسئولان باشگاه چلسی در گام اول در صفحه رسمی فیس بوک خود که بیش از هفت میلیون کاربر دارد صفحه کانون ما را در لیست صفحات رسمی خود اعلام کرده است و بزودی لوگوی اختصاصی کانون هواداران چلسی در ایران رو نمایی خواهد شد.، لینک صفحه باشگاه چلسی در فیس بوک : http://www.facebook.com/ChelseaFC لینک صفحه کانون رسمی هواداران ایران در فیس بوک: http://www.facebook.com/chelsealondon.ir، رسمیت کانون هواداران از سوی باشگاه چلسی،
لینک های مرتبط : ایرانجوک، اولین پست من ایران،




سه شنبه 26 مهر 1390 :: نویسنده : مجتبی زارعی
داستان

تصور کنید بانکی دارید که در آن هر روز صبح ۸۶۴۰۰ تومان به حساب شما واریز میشود و تا آخر شب فرصت دارید تا همه پولها را خرج کنید. چون آخر وقت حساب خود به خود خالی میشود.
در این صورت شما چه خواهید کرد؟
هر کدام از ما یک چنین بانکی داریم: بانک زمان.
هر روز صبح، در بانک زمان شما ۸۶۴۰۰ ثانیه اعتبار ریخته میشود و آخر شب این اعتبار به پایان میرسد.
هیچ برگشتی نیست و هیچ مقداری از این زمان به فردا اضافه نمیشود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : خواندنی، داستان های حکمت آموز، 
برچسب ها : داستان، داستان کوتاه، تصور کنید بانکی دارید که در آن هر روز صبح ۸۶۴۰۰ تومان به حساب شما واریز میشود و تا آخر شب فرصت دارید تا همه پولها را خرج کنید. چون آخر وقت حساب خود به خود خالی میشود. در این صورت شما چه خواهید کرد؟ هر کدام از ما یک چنین بانکی داریم: بانک زمان. هر روز صبح، در بانک زمان شما ۸۶۴۰۰ ثانیه اعتبار ریخته میشود و آخر شب این اعتبار به پایان میرسد. هیچ برگشتی نیست و هیچ مقداری از این زمان به فردا اضافه نمیشود.،
لینک های مرتبط : ایرانجوک، اولین پست من ایران،




داستان

روزی شاگردی به استاد خویش گفت: استاد می خواهم یکی از مهمترین خصایص انسان ها را به من بیاموزی؟
استاد گفت: واقعا می خواهی آن را فرا گیری؟
شاگرد گفت: بله با کمال میل.
استاد گفت: پس آماده شو با هم به جایی برویم.
شاگرد قبول کرد،استاد شاگرد جوانش را به پارکی که در آّن کودکان مشغول بازی بودند،برد.
استاد گفت:خوب به مکالمات بین کودکان گوش کن.مکالمات بین کودکان به این صورت بود:



ادامه مطلب


نوع مطلب : خواندنی، داستان های حکمت آموز، 
برچسب ها : داستان، داستان کوتاه، روزی شاگردی به استاد خویش گفت: استاد می خواهم یکی از مهمترین خصایص انسان ها را به من بیاموزی؟ استاد گفت: واقعا می خواهی آن را فرا گیری؟ شاگرد گفت: بله با کمال میل. استاد گفت: پس آماده شو با هم به جایی برویم. شاگرد قبول کرد، استاد شاگرد جوانش را به پارکی که در آّن کودکان مشغول بازی بودند، برد. استاد گفت:خوب به مکالمات بین کودکان گوش کن.مکالمات بین کودکان به این صورت بود:، تلاش برای فرار از زندگی،
لینک های مرتبط : ایرانجوک، اولین پست من ایران،




شنبه 23 مهر 1390 :: نویسنده : مجتبی زارعی
داستان

هیچ وقت عادت نداشته ام و ندارم موقعی كه ۲ نفر با هم گپ می زنند، گوش بایستم، ولی یك شب كه دیروقت به خانه آمدم و داشتم از حیاط رد می شدم، به طور اتفاقی صدای گفت و گوی همسرم و كوچك ترین پسرم را شنیدم.

پسرم كف آشپزخانه نشسته بود و همسرم داشت با او صحبت می كرد. من آرام ایستادم و از پشت پرده به حرف های آنها گوش دادم.

ظاهراً چند تا از بچه ها در مورد شغل پدرشان لاف زده و گفته بودند كه آنها از مدیران اجرایی بزرگ هستند و بعد از باب من پرسیده بودند كه پدرت چه كاره است،

باب درحالی كه سعی كرده بود نگاهش به نگاه آنها نیفتد، زیر لب گفته بود:

«پدرم فقط یك كارگر معمولی است.»

ادامه مطلب


نوع مطلب : خواندنی، داستان انسان های خوب، داستان های حکمت آموز، داستان عاطفی، 
برچسب ها : داستان، داستان کوتاه، «پدر! به این كه پسر تو هستم، افتخار می كنم، چون تو یكی از آن آدم های مخصوصی هستی كه كارهای بزرگ را انجام می دهند». از کتاب نغمه عشق، هیچ وقت عادت نداشته ام و ندارم موقعی كه ۲ نفر با هم گپ می زنند، گوش بایستم، ولی یك شب كه دیروقت به خانه آمدم و داشتم از حیاط رد می شدم، به طور اتفاقی صدای گفت و گوی همسرم و كوچك ترین پسرم را شنیدم. پسرم كف آشپزخانه نشسته بود و همسرم داشت با او صحبت می كرد. من آرام ایستادم و از پشت پرده به حرف های آنها گوش دادم.، یك كارگر معمولی،
لینک های مرتبط : ایرانجوک، اولین پست من ایران،




چهارشنبه 20 مهر 1390 :: نویسنده : مجتبی زارعی
سلام باز هم من با یکی دیگه از خاطراتم اومدم امیدوارم از این خاطره لذت ببرید

یادم میاد روز سه شنبه بود معلم عربی سال سوم دبیرستان بچه های تنبل کلاس رو اورد پای تخته کلاس البته منم جزئی از اونها بودم ، و گفت که اگه یک بار دیگه نمره عربی رو زیر 12 بگیرید از کلاس من اخراج هستید و مستمع آزاد میشید (من یه بار هم سال 4 دبستان مستمع آزاد بودم البته خانم معلم به من مستمرم رو داد،اسمش رسولیان بود یه زن چاق و مهربون،اصولا همه چاق ها مهربون هستن مثل من) من که ترسیده بودم نکنه آقای حسن نژاد بخواد من رو بندازه یا مستمر آزادم کنه بهش قول دادم که نمره بالا 12 بگیرم.


ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های مجتبی زارعی، خواندنی، داستان ایرانی، داستان طنز، 
برچسب ها : داستان، داستان کوتاه، سلام باز هم من با یکی دیگه از خاطراتم اومدم امیدوارم از این خاطره لذت ببرید یادم میاد روز سه شنبه بود معلم عربی سال سوم دبیرستان بچه های تنبل کلاس رو اورد پای تخته کلاس البته منم جزئی از اونها بودم، و گفت که اگه یک بار دیگه نمره عربی رو زیر 12 بگیرید از کلاس من اخراج هستید و مستمر آزاد میشید (من یه بار هم سال 4 دبستان مستمر آزاد بودم که خانم معلم به من مستمرم رو داد اسمش رسولیان بود یه زن چاق و مهربون اصولا همه چاق ها مهربون هستم مثل من) من که ترسیده بودم نکنه آقای حسن نژاد بخواد من رو بندازه و مستمر آزادن کنه بهش قول دادم که نمره بالا 12 بگیرم.، حسن نژاد هم اون امتحان رو به خاطره من کنسل کرد انداخت 3 شنبه که من شدم 14/5 . کمی درباره PostMan سی دی سام یوسف (+18) برج جن نویسنده : مجتبی زارعی، مجتبی زارعی،
لینک های مرتبط : ایرانجوک، اولین پست من ایران،






( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4