تبلیغات
داستان کوتاه و خواندنی - مطالب دیدنی ها
 
داستان کوتاه و خواندنی
بزرگترین وبلاگ مرجع داستان
                                                        
درباره وبلاگ

به بهشت نمی روم اگر مادرم آنجا نباشد... ((حسین پناهی))
اولین پست من ایران
Mojtaba.Crow.13
M.C.13
مجتبی زارعی
مرجع داستان
Welcome To Weblog PostMan Iran
مدیر وبلاگ : مجتبی زارعی
نویسندگان
نظرسنجی
آیا به ادامه کار این وبلاگ موافق هستید؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید
 

ابزار وب


Hale Gong

Lyrics : Shahab Sharzad
Music : Morteza Lotfi
Arrangement , Mix & Mastering : Mehdi Kheirkhahi
String : Masoud Norouzi
Vocal : Ramin Modanloo
حال گُنگ
ترانه سرا : شهاب شهرزاد
آهنگساز : مرتضی لطفی

تنظیم ، میکس و مسترینگ : مهدی خیرخواهی
ارکستر زهی : مسعود نوروزی
خواننده : رامین مدانلو

آهنگ با کیفیت MP3 320
Hale Gong




نوع مطلب : دانلود کارتون و فیلم، دانلود بازی، موسیقی، داستان های مجتبی زارعی، بیوگرافی بازیکنان چلسی، خواندنی، بیوگرافی هنرمندان سینما، دیدنی ها، پزشکی، درد دل من و شما، بازی، ورزشی، علمی، سیاسی، طنز سیاسی، شعر، داستان جبهه و جنگ، داستان تاریخی، خودسازی، روانشناسی، زندگینامه، داستان افسانه ای، داستان فلسفی، داستان مختلف، داستان عاشقانه، تست های سخت، تست هوش، داستان سرکاری، داستان ایرانی، آیا میدانید؟، داستان ترسناک، فراماسونری((خردجّال))، داستان انسان های خوب، داستان غم انگیز، داستان اسطوره، داستان های حکمت آموز، داستان عاطفی، داستان معصومین، داستان عجیب اما واقعی، داستان طنز، 
برچسب ها : Hale Gong Lyrics : Shahab Sharzad Music : Morteza Lotfi Arrangement، Mix & Mastering : Mehdi Kheirkhahi String : Masoud Norouzi Vocal : Ramin Modanloo ترانه : شهاب شهرزاد موسیقی : مرتضی لطفی تنظیم، میکس و مسترینگ : مهدی خیرخواهی خواننده : رامین مودانلو،
لینک های مرتبط :




داستان های کوتاه و خواندنی

شهرت : دنیل دی لوییز ( Daniel Michael Blake Day )
تاریخ تولد : 29 آپریل 1957

نام کامل : دنیل مایکل بلیک دی لوییز
قد : 187 سانتی متر

محل تولد : گیرینویچ، لندن، انگلستان


بیوگرافی:


دنیل دی لوییز در لندن، انگلستان متولد شد، دومین فرزند "سسیل دی لوییز(ملقب به دیکولاس بلیک)" از دومین همسر وی "جیل بالکون" بود. پدربزرگ مادری دنیل "سر مایکل بالکن" یکی از مهمترین اشخاص تاریخ سینمای بریتانیا بود، مدیر استودیوی مشهور "Ealing" بود. خواهر بزرگتر دنیل، "تاماسین دی لوییز" یک مستند ساز هست. دنیل درمدرسه "Sevenoaks" در منطقه کنت انگلستان تحصیل کرد، جایی که او را خوار می شماردند. او در مدرسه "the Bristol Old Vic School" بازیگری را آموخت. دنیل برای اولین بار در فیلم Sunday Bloody Sunday در سال 1971 ظاهر شد، ولی او تا سال 1982 در فیلم دیگری ظاهر نشد. اولین کار رسمی دنیل بازی در فیلم Gandhi محصول 1982 بود. او در آن سال همچنین در چند کار تلویزیونی محصول بریتانیا ظاهر شد.


ادامه مطلب


نوع مطلب : بیوگرافی هنرمندان سینما، دیدنی ها، 
برچسب ها : شهرت : دنیل دی لوییز ( Daniel Michael Blake Day ) تاریخ تولد : 29 آپریل 1957 نام کامل : دنیل مایکل بلیک دی لوییز قد : 187 سانتی متر محل تولد : گیرینویچ، لندن، انگلستان بیوگرافی: دنیل دی لوییز در لندن، انگلستان متولد شد، دومین فرزند "سسیل دی لوییز(ملقب به دیکولاس بلیک)" از دومین همسر وی "جیل بالکون" بود. پدربزرگ مادری دنیل "سر مایکل بالکن" یکی از مهمترین اشخاص تاریخ سینمای بریتانیا بود، مدیر استودیوی مشهور "Ealing" بود. خواهر بزرگتر دنیل، "تاماسین دی لوییز" یک مستند ساز هست. دنیل درمدرسه "Sevenoaks" در منطقه کنت انگلستان تحصیل کرد، جایی که او را خوار می شماردند. او در مدرسه "the Bristol Old Vic School" بازیگری را آموخت. دنیل برای اولین بار در فیلم Sunday Bloody Sunday در سال 1971 ظاهر شد، ولی او تا سال 1982 در فیلم دیگری ظاهر نشد. اولین کار رسمی دنیل بازی در فیلم Gandhi محصول 1982 بود. او در آن سال همچنین در چند کار تلویزیونی محصول بریتانیا ظاهر شد. دنیل اولین نقش برزگسالی خودش را بازی کرد، نقش کوچکی در فیلم "گاندی 1982". او همچنین در آن سال در تلویزیون بریتانیا در مجموعه های Frost in May و How Many Miles to Babylon ایفای نقش کرد. او سپس در سال 1984 فیلم دراکولا را بازی کرد و در سال 1986 در فیلم The Futurists ایفای نقش کرد. اولین نقش جانبی مهمی که دنیل در زندگی حرفه ایش بازی کرد، ایفای نقش در فیلم The Bounty در سال 1984 بود و سپس خیلی سریع در فیلم های My Beautiful Laundrette و A Room with a View در سال 1985 به ایفای نقش پرداخت. زمانی که این دو فیلم آخر در نیو یورک به اکران درامد تمام منتقدین بر این باور بودند که او یک استعداد بزرگ است. منتقدین نیویورکی او را بهترین بازیگر نقش جانبی خواندند. در سال 1986 دنیل در مجموعه Screen Two: The Insurance Man به کارگردانی Richard Eyre ظاهر شد. او همچنین یک نقش جزئی در فیلم بریتانیایی-فرانسوی Nanou در همین سال داشت. در 1987 دنیل توانست بازیگر نقش اول یک فیلم بشود، فیلم The Unbearable Lightness of Being به کارگردانی کارگردان بزرگ فلیپ کافمن. به دنبال آن نقش، دنیل یک نقش کمدی و ناموفق در Stars and Bars در سال 1988 ایفا کرد. در سال 1989 او در فیلم My Left Foot به کارگردانی جیم شریدان و نقش اول فیلم ظاهر شد و توانست جوایز متعددی را برای بازی در این فیلم بدست بیاورد که مهمترین آن دریافت اسکار بهترین بازیگر نقش اول بود. دنیل تا سال 1992 به علت خستگی در هیچ فیلمی ظاهر نشد. سال 1992 او با بازی در فیلم The Last of the Mohicans شروع به کار کرد و این فیلم در باکس آفیس نیز فیلم موفقی بود. در 1993 دنیل با کارگردان بزرگ آمریکای مارکین اسکورسیزی و در فیلم The Age of Innocence شروع به همکاری کرد. و سپس در سال 1994 در فیلم In the Name of the Father به کارگردانی جیم شریدان ایفای نقش کرد، فیلمی بسیار خوب و تحسین شده توسط منتقدین که باعث شد دنیل برای بار دوم کاندید دریافت جازه اسکار شود. پروژه بعدی او بازی در فیلم The Crucible به کارگردانی نیکولاس هایتنر در سال 1996 بود. دنیل حالا یک بازیگر بزرگ و شناخته شده بود. او سپس در فیلم های The Boxer در سال 1997 به کارگردانی جیم شریدان بازی کرد و سپس در سال 2002 در فیلم دار و دسته نیویورکی مارتین اسکورسیسی به ایفای نقش پرداخت و توانست برای بار سوم نامزد دریافت اسکار شود. در سال 2005 در فیلم The Ballad of Jack and Rose به کارگردانی همسرش ربکا میلیر بایفای نقش کرد. و سپس در سال 2007 در فیلم زیبای "خون به پا می شود" به کارگردانی پل توماس اندرسون بازی کرد و توانست برای بار چهارم نامزد دریافت اسکار شود و برای دومین بار این جایزه معتبر را بدست بیاورد. زندگی خصوصی: همسر دنیل، ربکا میلر می باشد که این دو در تاریخ 13 نوامبر 1996 با همدیگر ازدواج کردند و تا به امروز این ازدواج پا برجای مانده است. حاصل این ازدواج دو فرزند می باشد. اطلاعات عمومی: دنیل دی لوییز توسط مجله سینمایی امپایر بریتانیا در سال 1997 به عنوان یکی از 100 بازیگر برتر تاریخ سینما انتخاب شد. در سال 1990 توسط انتخاب مردم در یک مجله به عنوان یکی از 50 انسان زیبای کره زمین انتخاب شد. چندیدن بار پیتر جکسون ایفای نقش به عنوان "آراگون" در سه گانه ارباب حلقه ها را به او پیشنهاد داد ولی دنیل نپذیرفت. دنیل زمانی که می خواست در دارودسته نیویورکی بازی کند به آهنگ های "امینم" گوش می کرد تا به خشم مورد نظر دست پیدا کند. همیشه ساکت و خویشتن دار هست. او یکی از سه بریتانیایی هست که به صورت پشت سر هم اسکار بهترین بازی در نقش اول را گرفتند، Jeremy Irons نفر بعدی بود و Anthony Hopkins هم نفر آخر بود. هر سه آنها برای اولین بار بود که نامزد اسکار می شدند و برنده هم شدند. او را "روبرت دنیروی انگلستان" می نامند. در اوایل فعالیتش دنیل، روبرت دنیرو را قهرمان خودش می دانست. بازی او در فیلم My Left Foot در سال 1989 توانست رتبه 11 ام را در مجله Premiere از 100 ایفیای نقش برتر تاریخ پیدا کند. همچنین ایفای نقش به عنوان بیل قصاب در فیلم Gangs of New York در سال 2002 توانست رتبه 53 ام بهترین ایفای نقش تاریخ را در مجله Premiere بدست بیاورد. در خلال ایفای نقش در فیلم The Last of the Mohicans او یک قایق ساخت، یاد گرفت چگونه تعقیب کند و چگونه از پوست حیوانات استفاده کند. او همچنین خیلی خوب یاد گرفت چگونه از تفنگ 12 پوندی سر پر استفاده کند، به طوری که برای یادگیری این کار او هر کجا که می رفت این تفنگ را با خودش حمل می کرد حتی در زمان خوردن شام کریسمس تفنگ همراهش بود. در سال 2008 جایزه SAG خودش را وقف "هیث لیجر" کرد، بازیگری که جزو بازیگران محبوبش بود. او دو شهروندی هم در بریتانیا و هم در ایرلند دارد. اولین غیر آمریکایی که توانست دو بار برنده اسکار برای بهترین بازیگر نقش اول شود. او در واقع تصمیم داشت تا کابینت ساز شود ولی در دوره کارآموزی نتوانست موفق به اخذ مدرک شود. افتخارات: اسکار: برنده اسکار بهترین بازیگر نقش اول برای ایفای نقش در فیلم There Will Be Blood در سال 2007 برنده اسکار بهترین بازیگر نقش اول برای ایفای نقش در فیلم My Left Foot در سال 1989 نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر نقش اول برای ایفای نقش در فیلم Gangs of New York در سال 2003 نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر نقش اول برای ایفای نقش در فیلم In the Name of the Father در سال 1993 گلدن گلوب: برنده جایزه گلدن گلوب برای ایفای نقش در فیلم There Will Be Blood در سال 2007 و پنج بار نامزد دریافت جازه گلدن گلوب برای ایفای نقش در فیلم های Nine، Gangs of New York، The Boxer، n the Name of the Father و My Left Foot بفتا: برنده جایزه بفتا برای ایفای نقش در فیلم There Will Be Blood در سال 2007 برنده جایزه بفتا برای ایفای نقش در فیلم Gangs of New York در سال 2003 برنده جایزه بفتا برای ایفای نقش در فیلم My Left Foot در سال 1990 و جوایز و تقدیر نامه های بسیار متعدد از فستیوال ها و موسسات مختلف سینمایی. فیلموگرافی: 2009 Nine 2007 There Will Be Blood 2005 The Ballad of Jack and Rose 2002 Gangs of New York 1997 The Boxer 1996 The Crucible 1993 In the Name of the Father 1993 The Age of Innocence 1992 The Last of the Mohicans 1989 My Left Foot 1989 Eversmile، New Jersey 1988 Stars and Bars 1988 The Unbearable Lightness of Being 1986 Nanou 1986 Screen Two (TV series) 1985 A Room with a View 1985 My Beautiful Laundrette 1985 My Brother Jonathan (TV movie) 1984 The Bounty 1983 BBC Play of the Month (TV series) 1982 Gandhi 1982 Frost in May (TV mini-series) 1982 How Many Miles to Babylon? (TV movie) 1981 Artemis 81 (TV movie) 1981 Thank You، P.G. Wodehouse (TV movie) 1980 Shoestring (TV series) 1971 Sunday Bloody Sunday،
لینک های مرتبط :




شنبه 24 تیر 1391 :: نویسنده : مجتبی زارعی

داستان های کوتاه و خواندنی

روزنامه خراسان نوشت:

مردی با تسلیم شکوائیه ای به قاضی شورای حل اختلاف گفت:

چندی قبل خانه محقر و مخروبه ای را در چند کیلومتری حاشیه یکی از شهرک های مشهد خریدم اما چون وضعیت مالی مناسبی نداشتم اتاقی را که گوشه حیاط بود اجاره دادم. مدتی از اجاره منزل نگذشته بود که احساس می کردم فرزندان خردسالم دچار افسردگی شده اند.

وقتی از سرکار به خانه می آمدم آن ها از من طلب «کباب» می کردند من که توان خرید «گوشت» را نداشتم هر بار با بهانه ای آن ها را دست به سر می کردم تا این که متوجه شدم هر چند روز یک بار از اتاقی که به اجاره واگذار کرده ام «بوی کباب» می آید و همین موضوع باعث شده تا فرزندانم از من تقاضای کباب بکنند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان عاطفی، داستان های حکمت آموز، داستان انسان های خوب، داستان ایرانی، داستان غم انگیز، داستان عاشقانه، داستان مختلف، داستان افسانه ای، روانشناسی، زندگینامه، داستان فلسفی، تست های سخت، تست هوش، داستان سرکاری، آیا میدانید؟، داستان ترسناک، فراماسونری((خردجّال))، داستان اسطوره، داستان معصومین، داستان عجیب اما واقعی، خودسازی، داستان تاریخی، داستان جبهه و جنگ، شعر، طنز سیاسی، سیاسی، علمی، ورزشی، بازی، درد دل من و شما، پزشکی، دیدنی ها، بیوگرافی هنرمندان سینما، خواندنی، بیوگرافی بازیکنان چلسی، داستان های مجتبی زارعی، موسیقی، داستان طنز، دانلود بازی، 
برچسب ها : روزنامه خراسان نوشت: مردی با تسلیم شکوائیه ای به قاضی شورای حل اختلاف گفت: چندی قبل خانه محقر و مخروبه ای را در چند کیلومتری حاشیه یکی از شهرک های مشهد خریدم اما چون وضعیت مالی مناسبی نداشتم اتاقی را که گوشه حیاط بود اجاره دادم. مدتی از اجاره منزل نگذشته بود که احساس می کردم فرزندان خردسالم دچار افسردگی شده اند. وقتی از سرکار به خانه می آمدم آن ها از من طلب «کباب» می کردند من که توان خرید «گوشت» را نداشتم هر بار با بهانه ای آن ها را دست به سر می کردم تا این که متوجه شدم هر چند روز یک بار از اتاقی که به اجاره واگذار کرده ام «بوی کباب» می آید و همین موضوع باعث شده تا فرزندانم از من تقاضای کباب بکنند. شاکی این پرونده ادامه داد: دیگر طاقتم طاق شده بود هرچه سعی کردم برای فرزندانم کباب تهیه کنم نشد این در حالی بود که بوی کباب های مستاجرم مرا آزار می داد به همین دلیل از محضر دادگاه می خواهم رای به تخلیه محل اجاره بدهد تا بیش از این خانواده ام در عذاب نباشند. قاضی باتجربه شورای حل اختلاف که سال هاست به امر قضاوت اشتغال دارد، هنگامی که این ماجرا را تعریف می کرد اشک در چشمانش حلقه زد او گفت: پس از اعلام شکایت صاحبخانه، مستاجر او را احضار کردم و شکایت صاحبخانه را برایش خواندم. مستاجر که با شنیدن این جملات بغض کرده بود گفت: آقای قاضی! کاملا احساس صاحبخانه را درک می کنم و می دانم او در این مدت چه کشیده است اما من فکر نمی کردم که فرزندان او چنین تقاضایی را از پدرشان داشته باشند. او ادامه داد: چندی قبل وقتی به همراه خانواده ام از مقابل یک کباب فروشی عبور می کردیم فرزندانم از من تقاضای خرید کباب کردند اما چون پولی برای خرید نداشتم به آن ها قول دادم که برایشان کباب درست می کنم. این قول باعث شد تا آن ها هر روز که از سر کار برمی گردم شادی کنان خود را در آغوشم بیفکنند به این امید که من برایشان کباب درست کنم. اما من توان خرید گوشت را نداشتم تا این که روزی فکری به ذهنم رسید. یک روز که کنار مغازه مرغ فروشی ایستاده بودم مردی چند عدد مرغ خرید و از فروشنده خواست تا مرغ ها را خرد کرده و پوست آن ها را نیز جدا کند. به همین دلیل به همان مرغ فروشی رفتم و به او گفتم اگر کسی پوست مرغ هایش را نخواست آن ها را به من بدهد. روز بعد از همان مرغ فروشی مقداری پوست مرغ پرچربی گرفتم و آن ها را به سیخ کشیدم. فرزندانم با لذت وصف ناشدنی آن ها را می خوردند و من از دیدن این صحنه لذت می بردم. من برای شاد کردن فرزندانم تصمیم گرفتم هر چند روز یک بار از این کباب ها به آن ها بدهم اما نمی دانستم که ممکن است این کار من موجب آزار صاحبخانه ام شود. قاضی شورای حل اختلاف در حالی که بغض گلویش را می فشرد ادامه داد: وقتی مستاجر این جملات را بر زبان می راند صاحبخانه هم به آرامی اشک می ریخت تا این که ناگهان از جایش بلند شد و در حالی که مستاجرش را به آغوش می کشید گفت: دیگر نگو! شرمنده ام من از شکایتم گذشتم.،
لینک های مرتبط :




داستان های کوتاه و خواندنی

مسی هه هه هه هه هه هه هه




نوع مطلب : دانلود بازی، دیدنی ها، ورزشی، 
برچسب ها : مسی هه هه هه هه هه هه هه، کاور جدید PES2013 از پلی استیشن 3، عکس، مسی،
لینک های مرتبط :




سه شنبه 13 تیر 1391 :: نویسنده : مجتبی زارعی
داستان های کوتاه و خواندنی

کاور بازی فیفا 2013 با عکس مسی و با پیراهن جدید اول بارسلونا




نوع مطلب : دیدنی ها، بازی، ورزشی، 
برچسب ها : کاور، عکس فیفا 2013، pes2013، 13، 2013، fifa 2013، فیفا، فیفا 2913، داستان های کوتاه و خواندنی کاور بازی فیفا 2013 با عکس مسی و با پیراهن جدید اول بارسلونا،
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 31 خرداد 1391 :: نویسنده : مجتبی زارعی


در این شکل شما سه تصویر میبینید.
تصویر وسط مشکی و تصاویر چپ و راست رنگی .
تصویر راست از راست به چپ میچرخد و تصویر چپ از چپ به راست نکته جالب این است که اگر تصویر مشکی وسط را همزمان با یکی از تصاویر چپ یا راست نگاه کنید با همان تصویر و به همان جهت میچرخد

اشتباه نکنید این خطای دید نیست خطای مغز است

همان مغزی که باورهای ما را میسازد باورهایی که دودستی به آنها چسبیده ایم




نوع مطلب : خواندنی، دیدنی ها، 
برچسب ها : در این شکل شما سه تصویر میبینید. تصویر وسط مشکی و تصاویر چپ و راست رنگی . تصویر راست از راست به چپ میچرخد و تصویر چپ از چپ به راست نکته جالب این است که اگر تصویر مشکی وسط را همزمان با یکی از تصاویر چپ یا راست نگاه کنید با همان تصویر و به همان جهت میچرخد اشتباه نکنید این خطای دید نیست خطای مغز است همان مغزی که باورهای ما را میسازد باورهایی که دودستی به آنها چسبیده ایم چیزی که من فهمیدم در این عکس، اینکه این مطلب رو هر جا دیدید به باد مسخره بگیرید چون عکس وسطی هر چند ثانیه مسیر خودش رو عوض میکنه این فرمان مغز نیست.،
لینک های مرتبط :





داستان های کوتاه و خواندنی

زندگی نامه

میکل‌ آنژ دومین پسر از خانواده «لئوناردو دی‌بوناروتی سیمونی» و «فرانچسکا دی‌نری» است . پس از تولد میکل‌آنژ خانواده بوناروتی به‌فلورانس مهاجرت نمود مادر میکل‌آنژ، پس از به‌دنیا آوردن سه پسر دیگر، چشم از جهان فروبست .

او از دوران کودکی، برخلاف میل پدرش، علاقمند به هنر و تحصیل در این رشته بود و سرانجام در پی نزاعی سخت با پدرش به هدف والای خود رسید .

در سن سیزده سالگی به عنوان دستیار حقوق‌بگیر، در کارگاه «دومنیکو ژیرلاندایو»، استخدام شد. وی نزد استادش به کارآموزی پرداخت و پایه و اساس نقاشی روی دیوار مرطوب را یاد گرفت و مانند بسیاری از هنرمندان هم‌دوره خود در فلورانس، در کلیسای کوچک «برانکاچی» به‌تحصیل هنر پرداخت.


ادامه مطلب


نوع مطلب : خواندنی، دیدنی ها، زندگینامه، 
برچسب ها : داستان های کوتاه و خواندنی زندگی نامه میکل‌ آنژ دومین پسر از خانواده «لئوناردو دی‌بوناروتی سیمونی» و «فرانچسکا دی‌نری» است . پس از تولد میکل‌آنژ خانواده بوناروتی به‌فلورانس مهاجرت نمود مادر میکل‌آنژ، پس از به‌دنیا آوردن سه پسر دیگر، چشم از جهان فروبست . او از دوران کودکی، برخلاف میل پدرش، علاقمند به هنر و تحصیل در این رشته بود و سرانجام در پی نزاعی سخت با پدرش به هدف والای خود رسید . در سن سیزده سالگی به عنوان دستیار حقوق‌بگیر، در کارگاه «دومنیکو ژیرلاندایو»، استخدام شد. وی نزد استادش به کارآموزی پرداخت و پایه و اساس نقاشی روی دیوار مرطوب را یاد گرفت و مانند بسیاری از هنرمندان هم‌دوره خود در فلورانس، در کلیسای کوچک «برانکاچی» به‌تحصیل هنر پرداخت.، میکل‌ آنژ بوناروتی (Michelangelo Buonarroti)،
لینک های مرتبط :




داستان های کوتاه و خواندنی

بغض به سینه می رود پهنه به پهنه لب به لب

اشک زدیده می رود چشمه به چشمه، یم به یم

همچو هزار در غمت شاخه به شاخه، گل به گل

ناله زدل برآورم سینه به سینه، دم به دم

بر سر زلف عقده با حوصله شان می کشم

حلقه به حلقه مو به مو، طره به طره خم به خم

رحلت جانسوز امام خمینی(ره) تسلیت باد



ادامه مطلب


نوع مطلب : خواندنی، دیدنی ها، داستان ایرانی، داستان انسان های خوب، داستان اسطوره، 
برچسب ها : بغض به سینه می رود پهنه به پهنه لب به لب اشک زدیده می رود چشمه به چشمه، یم به یم همچو هزار در غمت شاخه به شاخه، گل به گل ناله زدل برآورم سینه به سینه، دم به دم بر سر زلف عقده با حوصله شان می کشم حلقه به حلقه مو به مو، طره به طره خم به خم رحلت جانسوز امام خمینی(ره) تسلیت باد،
لینک های مرتبط :




سه شنبه 22 آذر 1390 :: نویسنده : مجتبی زارعی
این شیرماده پس ازشکار کردن متوجه می شود که شکارش باردار بوده و ابتدا به نجات بچه شکارخود می پردازد و بدون دریدن شکاری که بازحمت بدست آورده ٬ بروی زمین درازکشیده و دق می کند.

برخی از ما انسانها بدون توجه به دیگران و تنهابرای نشان دادن منم منم های خودمان چه راحت با زندگی دیگران بازی کرده وآنها را نابود می کنیم  .


ادامه مطلب


نوع مطلب : دیدنی ها، 
برچسب ها : داستان، داستان کوتاه، این شیرماده پس ازشکارکردن متوجه می شودکه شکارش بارداربوده وابتدابه نجات بچه شکارخودمی پردازدوبدون دریدن شکاری که بازحمت بدست آورده٬بروی زمین درازکشیده ودق می کند. برخی ازماانسانهابدون توجه به دیگران وتنهابرای نشان دادن منم منم های خودمان چه راحت بازندگی دیگران بازی کرده وآنهارانابودمی کنیم .،
لینک های مرتبط : لطیفه های ایرانی، Welcome To Weblog PostMan Iran،






( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...